خرد من پردهاى بيندازد ، به اندرون من وارد نخواهد شد .
نيز از كسانى كه آن را در آن روزگار بر خود تحريم كردند ، عثمان بن مظعون و عبدالله بن جدعان بودند . « 1 »
نيز گويد : منذر بن عائذ اشج عبدى كسى است كه پيامبر ( ص ) او را فرمود : در تو دو خوى هست كه خدا و رسولش آن را دوست مىدارند : بردبارى و درنگ . گفتهاند كه پيامبر ( ص ) او را اشجّ ( پيشانىشكسته ) خواند و آن اولين بارى بود كه چنين خوانده مىشد . « 2 »
همو گويد : واقد بن عبدالله يربوعى پيش از آمدن پيامبر ( ص ) به خانهى ارقم اسلام آورد و حضرت ميان او و بشر بن براء بن معرور برادرى داد و عبدالله بن جحش را به نخله فرستاد و او را فرمود : همان جا بمان تا گزارش قريش به ما برسد و چون در ماه حرام بود او را فرمان جنگ نداد . پس روانه شدند تا در نخله فرود آمدند و عمرو بن حضرمى بر آنان گذشت و واقد سوى او تيرى افكند و او را كشت و كاروان را گرفت . پيامبر ( ص ) آنان را فرمود : من شما را در ماه حرام فرمان جنگيدن نداده بودم . قريش گفتند : محمد خونى حرام ريخت ! و خداوند اين آيه را نازل فرمود :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ( 217 )
« 3 » « از تو در بارهى ماهى كه كارزار در آن حرام است مىپرسند . بگو كارزار در آن گناهى بزرگ و بازداشتن از راه خدا و كفر ورزيدن به او و بازداشتن از مسجدالحرام و بيرون راندن اهل آن از آنجا ، نزد خدا بزرگتر ، و فتنه از كشتار بزرگتر است . » اين واقد اولين قاتل از ميان مسلمانان است و عمرو اولين مشركى است كه به دست مسلمانان
هامش
( 1 ) . بنگريد به : الكامل 3 / 386
( 2 ) . همان 4 / 418
( 3 ) . بقره 217 .