تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
مىگفت : اين اولين چيزى است كه در مصحف نوشته شده است و سرآغاز نامه‌ها است ، و اولين چيزى است كه سليمان براى آن زن نوشته است . « 1 » سيد بن طاووس : از امام عسكرى ( ع ) پرسيدند : آيا چيزى را بر عقيق سرخ برترى نمىدهيد ؟ فرمود : چنين است ، چون در باره‌ى آن مطلبى آمده است . گفته شد : پيرامون آن چه آمده است ؟ فرمود : پدرم روايت كرد كه آدم ( ع ) اولين كسى بود كه از آن انگشترى ساخت . « 2 » طبرى : قُصير كه براى خونخواهى جذيمه از زبا قيام كرد ، نخستين كسى بود كه جوال ساخت و در هر دو جوالى كه بر پشت شتران نهاده بود ، دو مرد را نشاند و گره‌گاه جوال‌ها را از درون تعبيه كرد و او نخستين كسى بود كه روز پنهان شد و شب راه پيمود . « 3 » بلاذرى : مصعب ، نائى بن زياد بن ظبيان ، برادر عبيدالله بن زياد بن ظبيان را كشت و عبيدالله عهد كرد كه در برابر او ، صد نفر از قريش را به هلاكت رساند ، پس هشتاد تن را كشت و آن‌گاه مصعب را از پاى درآورد و سرش را آورد و در پيش عبدالملك نهاد . چون بصره بر او تنگ آمد سوى عمّان گريخت و در آن‌جا به سليمان بن سعيد بن جلدى پناه برد . هنگامى كه سعيد از كار او آگاهى يافت ، از او هراسان شد و از اين‌كه او را آشكارا بكشد ، ترسيد و از آن‌جا كه مىدانست هندوانه را دوست دارد ، نصف هندوانه‌اى را زهرآلود كرد و برايش فرستاد و گفت : اين اولين هندوانه‌اى بود كه ديدم و نيمى از آن را خوردم و نيمش را براى تو هديه كردم . چون مصعب ميوه را خورد ، احساس مرگ كرد و در همان حال سليمان براى عيادت نزد او رفت و او را گفت : اى امير ، نزديك من آى تا رازى را با تو در ميان نهم . گفت : هر چه مىدانى بازگو ، كه تو را در اين سرزمين گوش شنوايى نباشد . و دليرىِ آن نداشت كه به او نزديك شود . پس عبيدالله بر اثر همان
هامش
( 1 ) . عيون الاخبار 2 / 147 ( 2 ) . فرحة الغرى 87 ( 3 ) . تاريخ الامم و الملوك 1 / 624 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 428 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد