تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
« نخستين كسى كه محمل را به كار گرفت ، خدا او را زود يا دير ، به خوارى افكند . » « 1 » ابن‌اثير ، در رخدادهاى سال 403 ق . : نقابت علويان بغداد را بر دوش سيد رضى افكندند ، و بر او جامه‌ى سياه پوشاندند و او اولين كس از خاندان ابوطالب است كه خلعت سياه بر تن او كرده‌اند . « 2 » همو : مردم مىگفتند : اولين خوارى و ذلّتى كه بر جان كوفه نشست ، رحلت حسن بن على ( ع ) و كشته شدن حجر و دعوت از زياد بود . « 3 » ابن ابىالحديد : اولين كسى كه به هنگام خطبه خواندن نشست ، معاويه بود و اولين كسى كه در نماز عيد اذان و اقامه گفت ، بشر بن مروان . « 4 » ابوالفرج اصفهانى : علّاف نياى ابوناجيه ( يعنى مادر بنىناجيه ) اولين كسى بود كه كجاوه‌هايى ساخت كه علّافى نام گرفت . « 5 » ابن‌اثير : هشام بن عروه گويد : نخستين واژه‌اى كه عمويم عبدالله بن زبير در كودكى آن را بر زبان آورد « شمشير » بود كه آن را از دست نمىنهاد و زبير مىگفت : تو را با آن روزى و روزگارى باشد ! « 6 » همو : اولين چيزى كه از همّت ابن‌زبير دانسته شد اين بود كه وى روزى در خردسالى با كودكان بازى مىكرد و مردى بر آنان گذشت و بر سر ايشان فرياد كشيد و همه از او گريختند ، ولى ابن‌زبير به عقب رفت و گفت : بچه‌ها ، مرا فرمانده خود كنيد تا بر او بتازيم و چنين كردند . بارى ديگر كه با كودكان مشغول بازى بود ، عمر بر او گذشت و
هامش
( 1 ) . البلدان 261 ( 2 ) . الكامل 9 / 242 ( 3 ) . الكامل 3 / 487 ( 4 ) . شرح نهج البلاغه 15 / 240 ( 5 ) . الاغانى 10 / 384 ( 6 ) . الكامل 4 / 360 .