طبرى ، از عروة بن زبير از پدرش : پس از رسول خدا ( ص ) نخستين كسى كه قرآن را با صداى خواند . عبدالله بن مسعود بود كه روزى ياران پيامبر گرد هم آمده بودند و مىگفتند : قريش هنوز اين قرآن را آشكارا نشنيده است ، آيا مردى هست كه آن را به گوش آنان برساند ؟ عبدالله بن مسعود گفت : من . گفتند : ما از آنان بر جان تو بيم داريم ، ما كسى را مىخواهيم كه خانوادهاش از او دفاع كنند . گفت : مرا واگذاريد كه خدا از من دفاع خواهد كرد . راهى شد و نيمروز كه قريشيان در انجمنهاى خويش نشسته بودند ، به مقام ابراهيم رسيد . برخاست و با آواز بلند گفت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الرَّحْمنُ ( 1 ) عَلَّمَ الْقُرْآنَ ( 2 )
« 1 » آنگاه رو به قريش آورد و آيات را خواند . آنان سراپاگوش شدند و گفتند : اين پسر امعبد چه مىگويد ؟ و او همچنان به خواندن ادامه داد و تا جايى كه خدا مىخواست به خواندن پرداخت و آنگاه با چهرهاى خونين نزد ياران خويش رفت . اصحاب گفتند : از همين بر تو مىترسيديم . گفت : دشمنان خدا هيچگاه چون امروز بر من سهل و ساده نبودهاند ! اگر خواسته باشيد فردا هم همين كار را تكرار كنم . گفتند : نه ، تو را بس است كه آنچه را نمىپسندند به گوششان رساندى . « 2 »
شيخ صدوق : از امام صادق ( ع ) پرسيدند : آيا پيكر مرده مىپوسد ؟ فرمود : آرى ، چندان كه گوشتى بر آن نمىماند ، مگر خميرمايهاى كه از آن آفريده شده است كه هرگز نمىپوسد و چونان گويى در گور مىماند تا باز همانند روز آغازين از آن بازآفريده شود . « 3 »
در روايت است : از امام صادق ( ع ) پيرامون كفر و شرك پرسيدند كه كدام پيشينهاى بيشتر دارد ؟ فرمود : كفر ؛ زيرا ابليس نخستين كسى بود كه كافر شد و كفر او بدون شرك ورزيدن بود ؛ چه او در آن هنگام ، به پرستش كسى جز خدا دعوت نكرد و از
هامش
( 1 ) . الرحمن 1 و 2
( 2 ) . تاريخ الامم و الملوك 2 / 334
( 3 ) . من لا يحضره الفقيه 1 / 191 .