مرسى فرا گرفت و بشر از جهم بن صفوان آموخته بود و جهم از همين جعدِ پيشگفته و جعد از ابان بن سمعان و ابان از طالوت خواهرزادهى لبيد اعصم يهودى كه پيامبر را جادو كرد . لبيد به خلق تورات باور داشت و اولين كسى بود كه در اين باره چيز نوشت . او زنديق بود و آيين زندقه را آشكار كرد . « 1 »
ابنسعد در ماجراى سريهى عبدالله بن جحش اسدى : گويند كه چون عبدالله از نخله بازگشت ، خمس غنيمتهايى را كه گرفته بود جدا ساخت و باقيماندهى آن را ميان ياران خويش قسمت كرد . اين اولين خمسى بود كه در اسلام محاسبه شد . « 2 »
زبيرى : اولين كسى كه پيرامون عقيدهى به ارجاء سخن گفت ، حسن بن محمد بن حنفيه بود . « 3 »
ابوالفرج اصفهانى از حذيفه : اولين چيزى كه از آيين خود از كف خواهيد داد ، فروتنى است و واپسين چيز ، نماز . « 4 »
واحدى از ابنعباس : مقيس بن خبابه پيكر برادر مسلمانش هشام بن خبابه را در ميان بنىنجار يافت . چون گزارش آن را به پيامبر ( ص ) داد ، حضرت فرستادهاى از بنىفهر را با او راهى كرد و او را فرمود : نزد نجاريان برو و بر آنان سلام كن و بگو : رسول شما را فرمان مىدهد كه اگر قاتل هشام را مىشناسيد او را براى قصاص تحويل برادرش دهيد ، و اگر نمىشناسيد ديهى مقتول را به او بپردازيد . او چنين كرد و گفتند : شنيديم و فرمانبر خدا و رسولش هستيم ؛ به خدا ما قاتل او را نمىشناسيم ، اما ديهى او را خواهيم پرداخت و صد شتر به دو دادند . چون آن دو روانه شدند ، در راه شيطان بر مقيس هويدا شد و او را وسوسه كرد و پرسيد : چه كردى ؟ اگر ديهى او را بپذيرى تو را نكوهش كنند . كسى را كه همراه تو است بكش ، كه جانى را در برابر جانى گرفته باشى و ديه نيز به عنوان افزوده
هامش
( 1 ) . الكامل 7 / 75
( 2 ) . الطبقات الكبرى 2 / 7
( 3 ) . نسب قريش 3 / 75
( 4 ) . حلية الاولياء 1 / 281 .