تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
براى تو است . پس پاره‌سنگى برداشت و سوى او پرتاب كرد و سرش را شكست و بر يك شتر نشست و ديگران شتران را در پى خود كشاند و كافرانه به مكه بازگشت و با خود مىخواند :
قتلت به فهرا و حملت عقله * سراة بنىالنجار ارباب فارع و ادركت ثارى و اضطجعت موسدا * و كنت الى الاوثان اول راجع
« به قصاص او يكى از فهريان را كشتم و ديه‌ى او را نيز بر سران بنىالنجار و صاحبان دژ فارع نهادم و انتقام خويش را ستاندم و آسوده خفتم و اولين كسى هستم كه به مكه بازگشته‌ام » . و در اين رويداد بود كه اين آيه نازل شد :
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً
« 1 » « و هر كس به‌عمد مؤمنى را بكشد ، كيفرش دوزخ است كه در آن ماندگار خواهد بود ؛ و خدا بر او خشم مىگيرد و نفرينش مىكند و عذابى سهمگين برايش فراهم ساخته است » . سپس پيامبر ( ص ) در روز فتح مكه خون او را حلال كرد و مردم او را در بازار شهر يافتند و كشتند . « 2 » از كتاب تجمل « 3 » : محمد بن اذينه از ابن ابىعمر نقل مىكند : من در صورت‌هاى فلكى نظر مىكردم و طالع را مىشناختم ، به ذهنم رسيد و از اين مشكل ، شكايت نزد امام صادق ( ع ) بردم . حضرت فرمود : هر گاه از اين كار نگرانى به دلت راه يافت ، چيزى بردار و آن را به اولين بينوايى كه ديدى صدقه بده ؛ كه خداوند آن را از تو دفع كند . « 4 » در حديثى آمده است : چون اين آيه نازل شد كه
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ
هامش
( 1 ) . نساء 93 ( 2 ) . اسباب النزول 147 ( 3 ) . كتاب التجمل از احمد بن محمد بن حسين بن حسن بن دؤل قمى ( درگذشته به سال 350 ق . ) است . بنگريد به : الذريعة 3 / 359 ( 4 ) . فرج المهموم 124 .