تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
وى كنيسه‌اى بسازند . چون اين كارها به پايان رسيد و به حجرالاسود رسيدند ، در اين‌كه چه كسى آن را در جاى خود گذارد با هم به كشمكش پرداختند ، اما سرانجام همداستان شدند كه به اولين كسى كه از باب بنىشيبه وارد شود رضايت دهند . نخستين كسى كه به چشم همه‌ى آنان بيامد پيامبر ( ص ) بود كه به دليل سنگينى و استوارى و راستگويى و پرهيز از زشتىها وى را امين مىناميدند . پس او را به داورى در ميان خويش خواندند و به قضاوت او گردن نهادند . حضرت بالاپوش خود را پهن كرد و سنگ را برداشت و در ميان آن گذاشت و به چهار تن از قريشيان ، يعنى عتبة بن ربيعه عبشمى ، اسود بن عبدالمطلب اسدى ، ابوحذيفه مخزومى و قيس بن عدى سهمى فرمود تا هر يك گوشه‌اى از عبا را بگيرند . آنان چنين كردند تا سنگ از زمين بلند شد و آن را به نزديك جاى خود بردند . حضرت خود سنگ را برداشت و در حضور همه‌ى قريشيان آن را در جاى خود نهاد . اين اولين جايى بود كه كردار و فضيلت حضرت آشكار شد . يكى از قريشيان حاضران شگفت‌زده از اين رفتار آنان و اين‌كه همگى به حرف كسى جوان‌تر از خويش گوش سپرده‌اند ، گفت : شگفتا از اين قوم شرافتمند و سرآمد و از اين كهنسالان و سالخوردگان كه به جوانى كم‌سن‌تر وكم‌مايه‌تر از خويش بگروند و او را سرور و داور خود گيرند . به لات و عزى قسم كه وى از آنان پيشى گيرد ، و بهره‌ها و مرزها را ميان ايشان تقسيم كند و از امروز كه بگذريم ، جايگاه و خبرى سترگ در انتظار او باشد . اختلاف كرده‌اند كه گوينده چه كسى بوده است ؟ گروهى بر اين باورند كه او ابليس بوده كه آن روز در ميان مردم به صورت مردى قريشى كه پيش‌تر درگذشته بود نمايان شده است و لات و عزى او را براى همين صحنه‌پردازى زنده كرده‌اند ، و گروهى بر اين اعتقادند كه او يكى از مردان و فرزانگان خودشان بوده كه تيزبينى داشته است . ابوطالب چون اين سخن را از گوينده شنيد كه در باره‌ى پيامبر ( ص ) و آينده‌ى حضرت پيش‌بينى كرد ، فرمود :
ان لنا اوله و آخره * فى الحكم و العدل الذى لاننكره و قد جهدنا جهدنا لنغمره * فان يكن حقا ففينا اكثر هو قد عهدنا اوله و آخره
« آغاز و انجام او از آن ما است ، و فرزانگى و دادورى او نزد ما شناخته است ، ما
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 268 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد