تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
در خبر است كه اهل كتاب او را گفتند : ما در كتاب‌هاى خويش چنين مىيابيم كه مردى به نام مقلاص شهر معروف به زوراء را ميان دجله و فرات برمىافرازد ؛ اما هنگامى كه آن را بسازد و رديفى بنا كند ، شكافى از جانب حجاز پديد آيد و او بنا را رها كند و به بازسازى آن ويرانى پردازد ، و چون رو به پايان نهد ، باز شكافى سهمگين‌تر از جانب بصره پديدار شود ، ولى بىدرنگ دگرباره آن را بسازد و به پايان رساند . آن‌گاه عمرى دراز كند و سلطنت در تبار وى بماند . منصور گفت : به خدا قسم ؛ من همانم . در كودكى مرا مقلاص مىخواندند ، ولى ادامه ندادند . « 1 » گويم : دو شكاف عبارت باشد از دو حادثه‌اى كه از جانب محمد و ابراهيم فرزندان عبدالله بن حسن رخ داد و اركان حكومت منصور را لرزاند . حموى : بنىسعد ادعا مىكنند كه دارالعجله پيش از دارالندوه برپا شده است و مىگويند : اولين سرايى كه قريشيان در مكه فراز آوردند همان بود . « 2 » يعقوبى : اولين سرايى كه در مكه بنا شد دارالندوه بود كه قصىّ آن را ساخت . او نخستين كس از فرزندان كعب بن لؤى بود كه به پادشاهى رسيد . « 3 » همو ( در بيان چگونگى ساخت كعبه به دست قريش ) : اولين كسى كه بر آن كلنگ كوبيد وليد بن مغيره مخزومى بود ، سپس خاك آن را برداشتند تا به پايه‌هايى رسيدند كه ابراهيم ( ع ) ريخته بود . آن‌گاه چون صخره‌اى از آن‌جا برداشتند ، رها شد و به جاى خود بازگشت و آن را بگرفتند . « 4 » ابن‌سعد ، در باب هيئت جهينه : و نقشه‌ى مسجد آنان را ترسيم كرد و آن نخستين مسجد در مدينه بود كه برايش نقشه كشيدند . « 5 »
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 615 ( 2 ) . معجم البلدان 2 / 422 ( 3 ) . تاريخ اليعقوبى 1 / 239 ( 4 ) . همان 2 / 19 ( 5 ) . الطبقات الكبرى 1 / 251 .