تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
شدند تا زمانى كه آنان نيز به ستمكارى افتادند . اين گونه بود كه قصى بن كلاب آنان را از آن سرزمين راند و خود امور خانه را در دست گرفت . « 1 » ثعالبى : حصين بن نمير سكونى در سال 64 ق . ابن‌زبير را در مكه محاصره كرد و يارانش خانه‌ى خدا را به منجنيق بستند . يكى از شاعران گفته است :
خطارة مثل الفنيق المزبد * ترمى بها عيدان هذا المسجد
« منجنيق چونان شترى نر با دهانى كف كرده ، رها مىشود و منبرهاى مسجد را آماج خود مىكند . » و ديگرى گفته است :
كيف ترى صنيع ام‌فروة * تأخذهم بين الصفا و المروة
« دستاورد آن منجنيق ام‌فروه را كه آنان را ميان صفا و مروه به دام مىاندازد ، چگونه مىبينى ؟ » ديوار كعبه از برخورد انبوه سنگ‌ها كج شد و چون در پيرامون آن آتش مىكردند ، بادى وزيد و جرقه‌اى را به خانه افكند و بر درِ كعبه و چوب‌هاى آن شعله افتاد . البته واقدى گويد : مردى از ياران ابن‌زبير با سر نيزه‌اى كه در دست داشت آتشى برداشته بود و باد آن را به پرده‌هاى كعبه در ميان ركن يمانى و حجرالاسود رساند و آتش در خانه زد . نيز گفته‌اند : زنى بود كه خانه را با بخور عطرآگين مىكرد ، و شراره‌اى از آتشى كه در دست داشت ، پرتاب شد و كعبه را سوزاند . اولين بارى كه سخن از قدَر به ميان آمد همان روز بود ، كه گروهى گفتند : اين قسمت الهى است و گروهى گفتند : چنين نباشد . اين رخداد را بلاذرى نيز نقل كرده و افزوده است : كسى كه منجنيق افكند ، زبير بن خزيمه
هامش
( 1 ) . الكافى 4 / 211 .