حارث بود ، و به دنبال آن خانهى معقل بن يسار مزنى . « 1 »
ابنعنبه : به اولاد موسى مبرقع فرزند امام جواد ( ع ) كه اينك در قم هستند ، رضوى مىگويند . « 2 »
حسن بن على قمى در ترجمهى تاريخ قم به نقل از رضائيهى حسين بن محمد بن نصر ، در بارهى سادات رضوى گويد : اول كس از سادات رضويه كه از كوفه به قم آمد ابوجعفر موسى بن محمد بن على بن موسى بن جعفر ( عليهم السلام ) بود . وى در سنهى ست و خمسين و مأتين از كوفه به قم آمد و به قم مقام كرد و پيوسته برقع بر روى فروگذاشتى ، تا آنگاه كه عرب به قم به دو پيغام فرستادند كه تو را از مجاورت و همسايگى ما بيرون مىبايد رفتن . پس ابوجعفر موسى بن محمد از قم به كاشان رفت . چون به كاشان رسيد ، احمد بن [ عبدال - ] - عزيز بن دلف العجلى او را اكرام كرد و ترحيب نمود و خلعتهاى بسيار و بارگيرهاى نيكو و چندين تجمل به دو بخشيد ، و مقرّر گردانيد كه هر سال يك هزار مثقال طلا با يك سر اسب مسرّج به دو دهد . پس ابوالصديم الحسين بن على بن آدم و يكى ديگر از رؤساى عرب در عقب بيرون آمدن موسى بن محمد بن على بن موسى از قم برسيدند ، اهل قم را به سبب بيرون كردن موسى [ بن ] محمد بن على [ بن ] موسى توبيخ كردند . پس رؤساى عرب را به طلب ابىجعفر موسى بن محمد بفرستادند تا شفاعت كردند و او را به قم باز آوردند و بسيارى اعزاز و اكرام كردند و از مال خود از براى او سرايى بخريدند و همچنين چند سهم از قريهى « هنبرد » و « اندريقان » و « كارجه » از براى او از ورثهى مزاحم بن على اشعرى بخريدند و بيست هزار درم از براى او قسمت كردند و به دو دادند . . . . و بعد از او خواهرانش زينب و ام محمد و ميمونه دختران محمد بن على در طلب او از كوفه به قم آمدند . . . و محمد بن موسى به قم مقيم بود و از آنجا به جايى ديگر نرفت تا آنگاه كه او را وفات رسيد در شب چهارشنبه روز آخر ماه دى ، هشت روز از ماه ربيعالاخر مانده ، سنهى ست و تسعين و مأتين هجريه ؛ و او را در سرايى كه معروف بود
هامش
( 1 ) . معجم البلدان 1 / 432
( 2 ) . عمدةالطالب 244 .