تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
چه بود ؟ گفت : جوانى از آنان كه هر بامداد سوى ما مىآمد و مىايستاد و اين شعر را مىخواند :
و سائلة بالغيب عنى و لو درت * مقارعتى الابطال طال نحيبها اذا ما التقينا كنت اول فارس * يجود بنفس اثقلتها ذنوبها
« چه بانوان پرسنده‌اى كه در نهان احوال مرا مىجويند ، و اگر درگيرى مرا با يلان بدانند ، شيونشان بسيار شود . هر گاه ما رودررو شديم ، نخستين سواركارى بودم كه جان سنگين از گناه خويش را بخشيدم » . آن‌گاه يورش مىآورد و هر چه پيش روى او بود ، بر جا مىنشاند ، و فرداى آن روز ، باز همان كار را تكرار مىكرد . « 1 » بلاذرى : پيامبر ( ص ) به گردن زدن عقبة بن ابىمعيط از اسيران بدر فرمان داد و او مىگفت : واىِ من ! آيا از ميان اين همه ، من كشته مىشوم ؟ حضرت فرمود : براى ستيزى كه با خدا و رسولش داشته‌اى . گفت : اى محمد ، پس كودكانم چه كنند ؟ فرمود : به جهنّم ! كشتن او در عرق الظبية رخ داد . اما واقدى گويد : او را در صفراء كشتند . گويند : پيامبر ( ص ) در باره‌ى او فرمان داد و به دار كشيده شد ؛ بنابراين ، در تاريخ اسلام ، او اولين كسى است كه به دارش آويخته‌اند . « 2 » زبيرى : كروس بن زيد طائى اولين كسى بود كه خبر سوگ واقعه‌ى حرّه را آورد . ابن‌زبير اسدى گويد :
لعمرى لقد جاء الكروس كاظماً * على خبر للمسلمين وجيع
« به جان سوگند كه كروس با خشمى فروخورده ، خبر هولناكى را براى مسلمانان بياورد » . « 3 »
هامش
( 1 ) . العقد الفريد 1 / 95 ( 2 ) . انساب الاشراف 1 / 148 ( 3 ) . نسب قريش 1 / 282 .