بلاذرى : براء بن مالك با مرزبان زاره پيكار كرد و ضربتى بر پشتش زد و او را به خاك افكند و فرود آمد و دستش را بريد و دستبند و بالاپوش و كمربند او را ستاند و به دليل فراوانى ، عمر از آنها خمس گرفت و اين اولين بارى بود كه بر اين ستاندهها خمس بستند . « 1 »
يعقوبى : پس از بيعت در سال 42 ق . معاويه به شام بازگشت و گزارشى به او رسيد كه پادشاه روم با جماعتى بسيار و انبوهى از مردمان راهى شده است ، هراسان شد كه مبادا اين اقدام او را از نيازهاى دورانديشانه و داورىهاى حكومتى باز دارد ، پس كس نزد او فرستاد و با او بر صدهزار دينار مصالحه كرد . معاويه نخستين كسى بود كه با روميان پيمان صلح بست . چون كار بر معاويه راست آمد ، فرماندهان شام را فرا خواند تا چندين سال به عمليات ايذايى بپردازند . پادشاه روم درخواست كرد كه در قبال خوددارى از اين كار ، وجهالمصالحه را افزايش دهد ، اما معاويه نپذيرفت . « 2 »
حاكم از جابر :
بامداد روز احد پدرم اولين كشته بود كه او را با ديگرى در يك گور به خاك سپردم ، ولى چون مرا خوش نيامد كه او را با ديگرى در خاك رها كنم ، شش ماه بعد چون او را بيرون آوردم ، جز گوشش همه چيز مانند روزى بود كه او را در خاك كرده بودم . « 3 »
هامش
( 1 ) . فتوح البلدان 92
( 2 ) . تاريخ اليعقوبى 2 / 217
( 3 ) . المستدرك 3 / 203 .