تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
« قريب الايادى » و « زحّاف طائى » بودند . « 1 » وى گويد : مصعب شش‌هزار تن از ياران محاصره‌شده‌ى مختار را كه به فرمان او تسليم شده بودند ، به قتل رسانيد . پس عقبه اسدى گفت :
قتلتم ستة الآلاف صبرا * مع العهد الموثق مكتفينا جعلتم ذمة الحبطى جسرا * ذلولا ظهره للواطئينا و ما كانوا غداة دعوا فغروا * بعهدهم به اول خائنينا و كنت امرتهم لو طاوعونى * بضرب فى الازقة مصلتينا
« با همه‌ى پيمان استوارى كه داشتيد ، شش‌هزار تن را مظلومانه كشتيد . پيمانى را كه حبطى « 2 » بسته بود پلى كرديد كه پشت آن براى پيادگان هموار بود . بامدادان وقتى آنان را فرا خواندند و فريبشان دادند ، اولين خائنان نبودند . اگر فرمان مرا مىبردند ، آنان را گفته بودم كه در كوى و برزن با شمشيرهاى آخته بستيزيد . » « 3 » گويم : از اين چند بيت دريافت مىشود كه آنان به فرمان او تسليم نشده بودند ، بلكه مصعب پيش‌تر آنان را امان بخشيده بود . هنگامى كه ازرَقيان در سال 68 به پل صراة « 4 » رسيدند ، پل را بريدند . حارث بن ربيعه معروف به قباع اين را غنيمت شمرد و همان‌جا بماند و چنين سخن راند : اما بعد ، اول هر نبرد تيراندازى است ، سپس برافراشتن نيزه‌ها ، آن‌گاه ضربت زدن ، و سرانجام شمشير از نيام بركشيدن . از آن ميانه يكى برخاست و گفت : امير نيكو سخن گفت ، ولى تا اين رود ميان ما و
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 5 / 238 ( 2 ) . مقصود عباد حبطى يكى از فرماندهان سپاه مصعب است . ( 3 ) . همان 6 / 116 ( 4 ) . صراة كبرى و صراة صغرى نام دو نهر است كه يكى از آن‌ها شاخه‌اى از نهر عيسى در دو فرسنگى بغداد است و به دجله مىريزد . گفته‌اند صراة كبرى را ساسانيان پس از راندن نبطىها كنده‌اند . ر . ك : معجم‌البدان . .