تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
وى گويد : در اين نبرد بود كه رسول خدا ( ص ) اولين خمس را وضع كرد و صفايا و خمس و سهم خود از آن را برداشت و چهار پنجم باقيمانده را ميان اصحاب تقسيم كرد و روانه‌ى مدينه شد و در نماز عيد قربان حضور يافت . او از جابر نقل مىكند كه چون از بنىقينقاع بازگشتيم ، قربانى كرديم و اين اولين عيد قربان بود كه مسلمانان شاهد آن بودند . در بنىسلمه ذبح كرديم و من هفده گوسفند قربانى را شمردم . او مىافزايد : پيامبر مردم را سوى مصلّى فرا خواند و برايشان نماز گزارد و اين نخستين نمازى بود كه در مصلاى مدينه خوانده مىشد . حضرت در آن‌جا دو گوسفند ، و به روايتى يك گوسفند را به دست خويش سر بريد . « 1 » همو : اولين سريّه‌اى كه زيد بن حارثه در آن به عنوان فرمانده همراه سپاه شد ، جنگ قِرَد بود ، و آن رودى از رودهاى منطقه‌ى نجد است كه در آن‌جا كاروان ابوسفيان مورد حمله قرار گرفت . « 2 » نيز گويد : در آغاز سال سيزدهم بود كه ابوبكر لشكرى را سوى شام گسيل داشت . اولين پرچم را به دست خالد بن سعيد بن عاص داد ، ولى پيش از آن كه راهى شود ، او را بر كنار كرد و يزيد بن ابىسفيان را به جاى او گمارد ؛ بنابراين يزيد اولين فرماندهى است كه رهسپار شام شده است . لشكر يادشده هفت‌هزار سرباز داشت . در باب سبب بركنارى خالد گفته‌اند كه چون پس از رحلت پيامبر ( ص ) ، از يمن به مدينه بازگشت ، در بيعت با ابوبكر دو ماه درنگ كرد و مىگفت : پيامبر فرماندهى را به من داده و تا هنگام مرگ مرا بر كنار نكرده است . وى به ديدار على بن ابىطالب ( ع ) و عثمان بن عفان نيز رفته و گفته بود : اى فرزندان عبدمناف ، آيا شما خرسند شده‌ايد كه كارتان به دست ديگرى افتاده است ؟ ابوبكر به او اعتنايى نكرد . عمر اما كينه‌ى او به دل گرفت و با ابوبكر چندان سخن
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 479 تا 481 ( 2 ) . همان 492 .