تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
پيش‌تر براى اين كار از عمر رخصت خواسته ، اما عمر اجازه نداده بود . « 1 » همو : در رخدادهاى سال 24 ق . آمده است كه عثمان به معاويه نامه نوشت و او را فرمان داد تا حبيب بن مسلم در رأس سپاهى از شاميان با ارمينيه بجنگد . معاويه او را رهسپار كرد . حبيب خبردار شد كه موريان رومى همراه هشتادهزار تن از مردم روم و ترك به سوى او روانه شده است . از آن‌جا كه حبيب نيرنگ‌باز بود ، همداستان شد كه به موريان شبيخون زند . همسرش ام‌عبدالله كلبيه دخت يزيد سخن او بشنيد و او را پرسيد : وعده‌گاه شما كجاست ؟ گفت : يا خيمه‌گاه موريان ، يا بهشت ! آن‌گاه شبيخون زد و نگهبان موريان را بكشت و چون وارد خيمه‌گاه شد ، همسرش را ديد كه پيش‌تر از او آمده است . او نخستين زن از عرب‌ها بود كه برايش خيمه و خرگاه برافراشتند . « 2 » اولين روزى كه آتش جنگ در صفين شعله‌ور شد ، اول رجب سال 38 ق . بود . « 3 » در وصف جنگ گفته‌اند :
الحرب اوّل ما تكون فتية * تبدو بزينتها لكل جهول حتى اذا حميت و شب ضرامها * عادت عجوزا غير ذات خليل شمطاء جزت رأسها و تنكرت * مكروهة للشم و التقبيل
« جنگ در آغاز به زنى جوان مانَد كه با زيور خويش ، در برابر هر نادانى نمايان شود . اما همين كه آتش آن گرم شد و زبانه‌هاى آن سر كشيد ، به سيماى پيرى بيوه و بىياور مىماند ؛ زنى سپيد گيسو كه سر خويش تراشيده و چندان به زشتى افتاده كه همه از بوس و كنار او گريزانند . » « 4 » طبرى : پس از نهروان نخستين كسانى كه خروج كردند دو پسرخاله به نام‌هاى
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 4 / 260 ( 2 ) . همان 248 ( 3 ) . آن گونه كه در متن آمده ، اين مطلب منقول از ابن‌جوزى است . ( 4 ) . مروج الذهب 2 / 326 . شعر از سروده‌هاى عمرو بن معدى كرب .