تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
غزوه ، در شمار بردگان بود و اولين بار به سال پنجم هجرى در نبرد خندق جنگيد . « 1 » ابن عبدالبر ، به نقل از احنف : چون دو سوى نبرد جمل با يكديگر درگير شدند ، اولين كشته طلحة بن عبيدالله بود . روايت كرده‌اند كه چون مروان سوى او تير انداخت ، وى گفت : زين پس به خونخواهى كسى برنخواهم خاست . نيز روايت شده است كه تير را به زانوى او زد و خون روان شد ؛ تا زخم را مىبستند خون باز مىايستاد و تا رها مىكردند خون فواره مىزد و هر گاه كه دهانه‌ى زخم را مىفشردند زانويش ورم مىكرد . در آن هنگام گفت : آن را وانهيد كه آن تير را خدا فرستاده است . « 2 » طبرى از پيامبر ( ص ) ياد كرده است كه چون گزارش شكست سپاه كسرى به دست ربيعه را شنيد ، فرمود : اين اولين روزى است كه عرب داد خويش از عجم ستاند و به وجود من بود كه پيروزى يافتند . آن روز ، روز نبرد در قراقر و حنو و جبايات و ذىعجرم و غذوان و بطحاء بود كه همه نام جاهايى پيرامون ذىقار است . « 3 » اولين كسى كه گزارش مصيبت‌هاى قريش در بدر را به مكه آورد ، حيسمان خزاعى بود . او را پرسيدند : چه خبر ؟ گفت : عتبه ، شيبه ، ابوالبخترى ، نبيه ، و منبه كشته شدند . چون بزرگان قريش را مىشمرد ، صفوان بن اميه كه در حِجر نشسته بود گفت : به خد اكه نمىفهمد چه مىگويد ؛ از او در باره‌ى من بپرسيد . پرسيدند : صفوان بن اميه چه كرد ؟ گفت : خودش كه در حِجر نشسته است ، ولى به خدا ، من پدر و برادرش را ديدم كه كشته شدند . « 4 » طبرى از عاصم : بنىقينقاع نخستين يهوديانى بودند كه پيمان ميان خود و رسول خدا ( ص ) را شكستند و در فاصله‌ى جنگ بدر و احد ، با پيامبر ستيز كردند .
هامش
( 1 ) . اين مطلب در متن از ابن‌قتيبه بازگو شده است ، اما اين نكته را كه جنگ خندق اولين نبردى بود كه سلمان در آن حضور داشت ببينيد در : تاريخ مدينة دمشق 21 / 409 و تاريخ الاسلام 3 / 515 ( 2 ) . الاستيعاب 2 / 766 تا 768 ( 3 ) . تاريخ الامم و الملوك 2 / 193 ( 4 ) . همان 461 .