وليد بن مغيره نام برد . « 1 »
شيخ طوسى : ابوعبدالله اسود بن صريع سعدى در روزگار جاهليت شاعر بود و در روزگار اسلام قاضى . او نخستين كسى بود كه در مسجد [ بصره ] « 2 » به قصهگويى پرداخت . « 3 »
ابنقتيبه : ابوقره كندى اولين كسى بود كه در كوفه به قضاوت پرداخت و اسمش همان كنيهاش بود . « 4 »
خطيب بغدادى : مردى از فرزندان زبير در مجلس يحيى برمكى به شريك قاضى گفت : مردم مدعىاند تو از ابوبكر و عمر بدگويى مىكنى . بهآرامى سرش را پايين آورد . ، آنگاه سر برداشت و گفت : به خدا ، اين كار را در بارهى پدرت كه اولين پيمانشكن در اسلام بود ، حلال نمىدانم ، چگونه آن را بر ابوبكر و عمر روا بشمارم ؟ « 5 »
همو : اولين كسى كه او را قاضى القضاة خواندند ، ابويوسف بود . « 6 »
گفته شده است : ابو اهاب تميمى دارى يكى از صحابه و اولين كسى بود كه چون بمرد در مسجدالحرام بر او نماز گزاردند .
ابن ابىالحديد : منهال از نعيم بن دجاجه نقل مىكند كه گفت : نزد على ( ع ) نشسته بودم كه ابومسعود آمد . حضرت فرمود : جوجه ماكيان آمد ! چون بنشست ، حضرت پرسيد : تو براى مردم فتوا مىدهى ؟ گفت : آرى و آنان را آگاه مىكنم كه فرجام كار شرّ است . فرمود : آيا از پيامبر ( ص ) چيزى شنيدهاى ؟ گفت : آرى ، شنيدم كه مىفرمود : سال صد براى مردم نمايان نمىشود مگر آنكه ديگر هيچ زندهاى نيست ! فرمود : سوراخ دعا را گم كردهاى ! و در اولين گمان خود ره به خطا بردهاى ! منظور حضرت رسول ( ص ) كسانى
هامش
( 1 ) . تاريخ اليعقوبى 1 / 258
( 2 ) . افزوده بر اساس مأخذ
( 3 ) . رجال طوسى 25
( 4 ) . المعارف 558
( 5 ) . تاريخ بغداد 9 / 288
( 6 ) . همان 14 / 247 .