داشت . مردن وى را به فال نيك گرفتند كه كار عبدالله به پايان رسيده است . « 1 »
مسعودى : معاويه اولين كسى بود كه براى ولايتعهدى فرزندش يزيد بيعت گرفت . عبدالله بن هشام سلولى در اين باره سروده است :
فإن تأتوا برملة او بهند * نبايعها اميرة مؤمنينا
« اگر رمله يا هند را هم بياورند ، ما به عنوان اميرهى مؤمنان با آنها بيعت مىكنيم . » « 2 »
ابن ابىالحديد : مورخان گويند : عمر اولين كسى بود كه نماز جماعت در شبهاى رمضان را سنت نهاد و در آن باره به ديگر شهرها نامه نوشت .
او اولين كسى بود كه تازيانه برداشت و با آن به ادب كردن مردم پرداخت ( و پس از وى گفتهاند كه تازيانهى عمر از شمشير حجاج وحشتناكتر بود ) .
نخستين كسى بود كه همهى عراق شامل سواد و جبال و آذربايجان و ناحيهى بصره و ناحيهى كوفه و اهواز و فارس را گشود ، و سراسر شام بهجز اجنادين را كه در روزگار ابوبكر فتح شده بود ، تصرف كرد و ناحيهى جزيره و موصل و مصر و اسكندريه را گشود . ابولؤلؤه در حالى او را كشت كه سپاهيان او در رى بودند .
او نخستين كسى بود كه پايش به سواد رسيد و بر زمين خراج نهاد و بر مردگان اهل ذمهى سرزمينهاى فتحشده جزيه گذاشت و خراج سواد در روزگار او به صد و بيست هزار هزار درهم كامل رسيد .
او نخستين كسى بود كه شهرهاى مرزى را مركزيت داد ، كوفه را بنا كرد و بصره را به صورت شهر درآورد و عرب را در آن جاى داد .
اولين كسى بود كه قاضيان را در شهرها به داورى فرا خواند ، ديوانها نهاد و مردم را در شمار قبيلههاشان ثبت كرد و براى آنان مقررى گذاشت .
هامش
( 1 ) . الوزراء و الكتّاب 103
( 2 ) . مروج الذهب 3 / 28 .