پرسيد : در بارهى من چه مىگويى ؟ گفت : شنيدهام كه در بصره گفتهاى : سالم را به جاى بيمار و حاضر را به جاى غايب مىگيرم . گفت : چنين گفتهام . اوفى گفت : كارى ناآگاهانه كردهاى . گفت : « آن كس كه در دمهى آهنگرى مىدمد بدتر از ديگران نيست » . سپس او را بكشت .
ابنهمام سلولى گفت :
خيب الله سعى اوفى بن حصن * حين اضحى فروجة الرقّاء
قاده الحين و الشقاء الى لي - * - ث عرين و حية صمّاء
« خداوند تلاش اوفى را ناكام گذاشت ، آنگاه كه جوجهى قربانى حرزنويسان شد ، روزگار و بخت او را سوى شيرى ژيان و مارى زيرك فرستاد . »
گويم : چرا نگفت : نزد خوكى زشت و مارى زيرك ؟ « 1 »
مسعودى : كلوديس اولين كس از شاهان روم بود كه به كشتن نصارى و پيروان مسيح پرداخت و گفتهاند كه شمعون و پولس را كه همراه جمعى به انطاكيه رفته بودند ، و خداوند در سورهى يس از آنان خبر داده است ، در روزگار او كشتند و نگونسار به دار آويختند . گويد : آنگاه پس از بازپيدايى مسيحيت ، پيكر آن دو را در گنجينهاى بلورين نهادند و تا كنون به همان وضعيت ، در كليساى يكى از شهرهاى روميان بر جا است . « 2 »
همو : قسطنطين اولين شاه از پادشاهان روم بود كه از آنجا به بيزانس يعنى همان قسطنطنيه رفت و آن شهر را بنا نهاد و به نام خود ناميد . « 3 »
جهشيارى : چون عبدالله بن على با منصور از در ستيز در آمد و داعيهى خلافت كرد ، منصور ابومسلم را رهسپار نبرد او ساخت . عبدالصمد بن على در موصل با او رودررو شد و اولين كشتهى ميان آنان ابوغالب بود كه منصب كتابت را در نزد عبدالله بن على بر عهده
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 5 / 235
( 2 ) . مروج الذهب 1 / 343
( 3 ) . مروج الذهب 350 .