منظور او از ظفر ، پيروزى جاودانه بود ، و گرنه او به مقصود خود دست يافت .
در رخدادهاى سال 350 ق : در اين سال عبدالرحمان بن محمد فرمانرواى اموى اندلس مرد ؛ او اولين كسى بود كه آنان او را با القاب خليفگان خواندند ؛ گاهى او را « الناصر لدين الله » نام دادند و بارى « اميرالمؤمنين » . در ميان كسانى كه اميرالمؤمنين خوانده شدهاند ، كسى جز « المستنصر علوى » فرمانرواى مصر كه شصت سال حكومت كرد ، به پاى خلافت او نرسيد كه پنجاه سال و شش ماه به درازا كشيد . « 1 »
همو در رخدادهاى سال 358 ق : المعزّ علوى بر مصر فرمان راند و جوهر بردهى پدرش را به آنجا گسيل داشت تا آن سرزمين را به كف آرد و اذانگوى مسجد جامع ابنطولون را فرمان داد تا نداى « حى على خيرالعمل » سر دهد ، و او نخستين كسى بود كه در مصر اذان گفت . « 2 »
همو در رخدادهاى سال 476 ق « 3 » : القائم عباسى بمرد و با پسر پسر او ، المقتدى بيعت شد . گفتهاند : شريف ابوجعفر بن ابىموسى هاشمى پس از فراغت از شستشوى القائم ، نخستين كسى بود كه با او بيعت كرد و گفت :
إذا سيّد منّا مضى ، قام سيّد
« هر گاه سرورى از ما برود ، سرورى ديگر برخواهد خاست » .
آنگاه سوى المقتدى رفت و مقتدى گفت :
قَؤول بما قال الكرام ، فَعول « 4 »
« كه سخن كريمان را بسيار بر زبان خواهد راند و بر روش ايشان خواهد رفت . » « 5 »
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية 11 / 238 ؛ گقتنى آنكه در متن ، اين سخن و دو مطلب آينده از طبرى نقل شده است .
( 2 ) . البداية و النهاية 266
( 3 ) . در متن ، سال 461 آمده است كه بر اساس منبع تصحيح شد .
( 4 ) . بخشى از قصيدهى مشهور شاعر يهودى عرب ، سموأل بن عادياء است .
( 5 ) . البداية و النهاية 12 / 111 .