تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
نيندازيد . او را برگزينيد و سوى من روانه كنيد . شتابان و شتابان ! « 1 » ابن عبدالبر : معاذ بن جبل اولين كسى است كه چون فرمانده يمن بود ، با مال خدا تجارت كرد . چون پيامبر ( ص ) درگذشت و او باز گشت ، عمر به ابوبكر گفت : نزد اين مرد بفرست و آنچه به كار زندگى او مىآيد واگذار و افزون بر آن را بستان . . . ( تا آن‌جا كه گويد : ) اما ابوبكر گفت : چيزى از تو نمىستانم . آن را به تو بخشيدم . « 2 » مبرّد : عبدالملك در ميان مردم ، از دانشمندترين و ادب‌دان‌ترين كسان بود و در كهنسالى از دين‌مدارترين ايشان . اما عمرو بن سعيد را كشت و گردن‌آويز خليفگى آويخت و چون اولين سلام خلافت را به او دادند ، قرآنى در حجره داشت كه آن را بست و گفت : « اينك زمان جدايى من و تو فرا رسيده است ! » « 3 » نيز گويد : در ميان اخبار روايت كنند : اولين كسى كه به حكميت پرداخت عروة بن اديّه بود و اديه مادربزرگ او بود كه در جاهليت مىزيست . گروهى گفته‌اند : اولين كس مردى به نام سعد از افراد محارب بن خصفه بود . اما در اين كه همگى بر عبدالله بن وهب همداستان شدند ، اختلاف نكرده‌اند ، همو كه در آغاز حكميت را نپذيرفت و به ديگرى اشاره كرد ، ولى جز به او رضايت ندادند ، و پيشواى گروه بود و انديشه‌اش مثال‌زدنى . اما اولين شمشيرى كه از ميان خوارج آخته شد ، شمشير عروة بن اديه بود ، بدين سان كه بر اشعث تاخت و گفت : اين پستى چه باشد ، اى اشعث ؟ و اين تحكيم به چه معنا است ؟ آيا شرطى استوارتر از شرط خداى عزوجل هست ؟ آن‌گاه شمشيرش بكشيد و اشعث گريزان شد و شمشير بر پىِ شترش زد و شتر بيفتاد و يمانيان كه برترين ياران على ( ع ) بودند گريختند . احنف چون اين صحنه را ديد ، همراه جاريه و مسعود بن
هامش
( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 3 / 478 ( 2 ) . الاستيعاب 3 / 1404 ( 3 ) . الكامل فى اللغة و الادب 3 / 172 .