تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
بهانه‌اش را پذيرفت . عمر اما هم‌چنان ابوبكر را تحريك مىكرد تا قصاص خون مالك را از او بستاند . ابوبكر گفت : اى عمر ، اين اولين اشتباه نباشد ، زبان از او برگير . « 1 » ابن‌اثير : زياد اولين كسى بود كه كار سلطنت را استوار ساخت و پادشاهى را براى معاويه سامان داد و شمشيرش را تيز كرد و به هر گمانى كسان گرفت و به هر شبهه‌اى كيفر داد و مردم از او بسيار هراسان شدند ؛ چندان كه هر گاه چيزى از دست مرد و زنى مىافتاد ، كس بدان دست نمىيازيد تا اين‌كه صاحبش بيايد و آن را برگيرد ، هيچ كس درِ سراى خويش نمىبست ، داد و دهش بسيار كرد و شهرى براى جيره‌ى روزانه بساخت و چهارهزار تن را به پاسبانى گرفت . گويند : او اولين كسى بود كه پيشاپيش وى با نيزه و عمود روان مىشدند و پانصد سپاهى را گمارد تا از مسجد بيرون نروند و خراسان را به چهار بخش تقسيم كرد . « 2 » ابن‌اثير در رخدادهاى سال 47 ق : معاويه عبدالله بن عمرو بن عاص را از فرمانروايى مصر بر كنار كرد و معاوية بن خديج را كه طرفدار عثمان بود ، بر آن گمارد . عبدالرحمان بن ابىبكر بر او گذشت و گفت : اى معاويه ، پاداش خود را از معاويه ستاندى ! برادر من محمد را كشتى تا ولايت مصر را بگيرى ؟ گرفتى ! گفت : او را جز به رفتارش در برابر عثمان نكشتم . گفت : اگر خونخواه عثمان بودى ، آن روز كه عمروعاص با ابوموسى اشعرى آن كار را كرد ، با معاويه همداستان نمىشدى كه بشتابى و اولين كسى باشى كه با او بيعت كنى . « 3 » طبرى : در ذوالحجه‌ى سال 13 ق . اولين كارى كه عمر به هنگام دريافت گزارش انتخاب يزدگرد از سوى پارسيان كرد اين بود كه به كارگزاران عرب در ولايات و قبايل نوشت : از ميان خود ، هر كس را كه جنگ‌افزارى ، يا اسبى يا كمكى يا فكرى دارد ، از قلم
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه 1 / 179 ( 2 ) . الكامل 3 / 450 ( 3 ) . الكامل 455 .