چطور مىشود كه ابوذر در اين باره چيزى نداند و اهل كتاب آگاه باشند ؟
از نامههاى حضرت به معاويه در آغاز بيعت ؛ كه واقدى نيز آن را در كتاب الجمل آورده است :
از بندهى خدا ، على امير مؤمنان به معاويه فرزند ابوسفيان ؛ اما بعد ؛ تو نيك مىدانى كه اگر شما را مىنكوهيدم در اين كار عذر داشتم . اما به شما هيچ نپرداختم تا آن پيشامد ناگزير رخ داد ! حرف بسيار است و سخن فراوان ، گذشتهها گذشته و آيندهها در پيش است ؛ بنابراين ، از جانب خود بيعت كن و با گروهى از ياران خويش سوى من آى . « 1 »
طبرى : چون كرسى را كه مختار در مقابل تابوت بنىاسرائيل نهاده بود آوردند ، اولين متولى آن موسى فرزند ابوموسى اشعرى بود كه در آغاز كار نزد مختار آمده ، و چون مادر امكلثوم دختر فضل بن عباس بوده ، بزرگش داشته بودند . گويد : اما چون او را بر اين كار سرزنش كردند ، كرسى را به حوشب برسمى سپرد و تا زمان مرگ مختار ، نزد وى بود . « 2 »
همو : در سال 42 ق . هنگامى كه مروان براى اولين بار از سوى معاويه به فرمانروايى مدينه منصوب شد ، عبدالله بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب را به قضاوت گمارد . ابوالغيث گويد : شنيدم كه ابوهريره مىگفت : اين نخستين قاضى در اسلام است . از قول كاتب واقدى به نقل از او آمده است كه اصحاب ما همداستان شدهاند كه وى اولين قاضى مدينه از جانب مروان است . گويد : ولى خانوادهى او اين سخن را و نيز اين را كه وى يا حتى كسى از خاندان بنىهاشم عهدهدار قضاوت مدينه شده باشد ، انكار مىكنند . « 3 »
در روايت از امام باقر ( ع ) است كه پيامبر ( ص ) فرمود : اولين وصى در روى زمين هبه فرزند آدم بود ، و هيچ پيامبرى نيامد جز آنكه جانشينى داشت . « 4 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه نامه 75
( 2 ) . تاريخ الامم و الملوك 6 / 81
( 3 ) . همان 11 / 629
( 4 ) . بصائر الدرجات 141 .