تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
از ابن‌مليكه : من اولين كسى بودم كه اسما را به پايين آورده شدن فرزندش زبير از دارى كه حجاج او را بدان آويخته بود ، مژده دادم . او پيش‌تر نزد حجاج رفته و به دو گفته بود : آيا گاه آن نرسيده است كه اين سوار از آن فراز فرود آيد ؟ و حجاج گفته بود : گم شو ! كه تو پير شده‌اى ! سپس برادرش عروه با همين خواهش ، نزد عبدالملك رفت و او رخصت داد . « 1 » ابن‌قتيبه : در نامه‌اى كه صحابه پيرامون رخدادهاى مربوط به عثمان نوشته‌اند ، يادآور شده‌اند كه او نخستين كسى بود كه با شلاق بر پشت مردم زد . پيش از آن ، خلفا با تازيانه و خيزران مىزدند . « 2 » طبرى : منتاب اولين كس از سرداران زنگى بود كه از موفق امان خواست . « 3 » كسى بر منبر از خليفگان تعريف و تمجيد نمىكرد . اولين كسى كه برايش چنين دعا كردند ، محمد امين بود و اين كار تا امروز ادامه يافته است . « 4 » ابن‌شهاب گويد : به ما خبر رسيده كه اهل كتاب اولين كسانى بودند كه عُمر را فاروق خواندند و مسلمانان اين كار را پسنديدند . در اين باره كه رسول خدا ( ص ) چيزى در اين خصوص گفته باشد ، خبرى با ما نگفته‌اند . « 5 » گويم : ظاهراً مقصود او از اهل كتاب ، كعب‌الاحبار است كه براى عمر و عثمان رواياتى را برساخته و به همين دليل ابوذر او را كتك زده است ؛ ابوذرى كه پيامبر ( ص ) در باره‌اش فرمود : براى كسى راستگوتر از ابوذر ، نه آسمان سايه انداخته و نه زمين فرش گسترانيده است . « 6 »
هامش
( 1 ) . الاستيعاب 3 / 909 . نيز بنگريد به : شرح نهج البلاغه 20 / 106 ( 2 ) . الامامة و السياسة 1 / 50 ( 3 ) . تاريخ الامم و الملوك 9 / 580 ( 4 ) . ادب الكتّاب 41 ( 5 ) . همان 11 / 504 ( 6 ) . كمال الدين 1 / 60 .