عدى كندى است . « 1 »
ابنقتيبه : در نوشتهاى كه صحابه پيرامون رخدادهاى روزگار عثمان گرد آوردهاند ، آمده است كه وى نخستين كسى بود كه با تازيانه بر پشت مردم زد . دو خليفهى پيش از او با درّه و خيزران مىزدند . « 2 »
همو گفته است : ابوبكر هنگامى كه خواست عمر را به جانشينى خويش برگزيند ، به وى گفت : اين نوشته را بگير و نزد مردم روانه شو و آنان را آگاه كن كه اين پيمان من است و ميزان فرمانبرى و طاعت آنان را بازپرس . عمر بيرون رفت و چنين كرد . مردى از او پرسيد : در آن نوشته چيست ؟ گفت : نمىدانم . ولى من اولين كسى هستم كه از آن اطاعت كردهام . آن مرد گفت : اما من مىدانم كه در آن چيست ؛ در آن سال نخست ، تو او را به حكومت رساندى و اينك او تو را حكومت بخشيده است . « 3 »
ابناثير : اولين نامهاى كه عمر در فرمانروايى خود نوشت ، آنگاه بود كه پس از بركنارى خالد ، ابوعبيده را به فرماندهى سپاه وى گماشت . عزل وى از آن رو بود كه عمر به دليل واقعهى قتل مالك بن نويره و رفتارهاى خالد ، بهشدت از او خشمگين بود و در اولين اقدام وى را بر كنار كرد و گفت : او هرگز هيچ يك از كارهاى مرا عهدهدار نخواهد شد . « 4 »
ابوالفتوح گويد : و او [ باذان ] اول كسى بود از ملوك عجم كه ايمان آورده بود و او اوّل اميرى بود از بلاد يمن در اسلام . « 5 »
در تفسير منسوب به امام عسكرى ( ع ) چنين آمده است : اولين بار كه يحيى
هامش
( 1 ) . مروج الذهب 3 / 3
( 2 ) . الامامة و السياسة 1 / 50
( 3 ) . همان 38
( 4 ) . الكامل 2 / 427
( 5 ) . روض الجنان و روح الجنان 2 / 122 . در متن اين مطلب به زبان عربى ترجمه شده است ، اما من آن را از متن فارسى تفسير ابوالفتوح رازى آوردهام . .