ابزى وابستهى خزاعه بود و پس از وى جعدة بن هبيره . وى افزوده است : در سال 45 ق . زياد بر بصره گمارده شد و او امير بن احمر را بر مرو گمارد ؛ بنابراين ، امير نخستين كس از ميان عربها است كه اعراب را در مرو سكنا داد . « 1 »
نيز همو گويد : زياد ، حَكم بن عمرو غفارى را ولايت بخشيد . او به « فيل » حاجب خويش فرموده بود تا حَكم را نزد وى فرا خواند ؛ و منظورش حكم بن ابىالعاص بود . اما حاجب حكم بن عمرو را احضار كرد . زياد چون او را ديد ، به فال نيك گرفت و گفت : شايستهمردى از ياران رسول خدا ( ص ) است ! پس او را به ولايت خراسان گمارد و او نخستين كسى بود كه در فرارود نماز گزارد . « 2 »
او مىافزايد : زياد سپس ربيع بن زياد حارثى را در سال 51 ق . به ولايت خراسان گمارد و همراه او ، نزديك پنجاههزار بصرى و كوفى را با خاندانشان به خراسان فرستاد . بريده اسلمى كه در مرو درگذشت ، و ابوبرزه اسلمى كه در همان جا بمرد با آنان بودند . زياد آنان را در اين سوى رود سكنا داد .
ربيع اولين كسى بود كه سپاهيان را به همكارى هماهنگ در تأمين هزينهها فرمان داد . چون خبر شهادت حُجر را شنيد ، اندوهگين شد و آرزوى مرگ كرد و در همان روز درگذشت . بنابراين وى در سال 53 ق . درگذشته است . « 3 »
او گويد : معاويه ، سعيد بن عثمان را بر خراسان گمارد و او از آمودريا بگذشت . او نخستين كسى بود كه با سپاه خويش آن رود را پشت سر نهاد و چون رفيع ابوالعاهيه با او بود ، مىگفت : « رفيع » تنديس رفعت و ارجمندى است . « 4 »
او گويد : يزيد بن معاويه ، سلم بن زياد را به ولايت خراسان فرستاد و خوارزميان بر چهارصدهزار با او مصالحه كردند . چون از آمودريا گذشت ، همسرش اممحمد ثقفيه نيز
هامش
( 1 ) . فتوح البلدان 395
( 2 ) . همان 396
( 3 ) . همانجا
( 4 ) . فتوح البلدان 397 .