با او بود ؛ بنابراين ، وى نخستين زنى است كه او را به فرارود بردهاند . « 1 »
گفته شده است : اولين شورشى آشكارا در منطقهى جبل ، خربان بن عيسى ، برادر ابودلف بود كه پيش از بيستسالگى سر برداشت . او را اندامى تكيده ولى توانى فراوان بود و توانست براى سه سال به خراج ارسالى از اصفهان به سوى خليفه شبيخون بزند و مانع حمل مواد غذايى به اصفهان شود . هارون به يكى از كنيزان خود وعدهى خراج اصفهان را داد ، ولى او گفت كه خربان اصفهان را از آنِ خود كرده است . چهرهى هارون دگرگون شد و پنهانى سپاهى براى كشتن وى گسيل داشت . « 2 »
گفتهاند : متوكل اولين خليفهى عباسى بود كه گر چه هوسبازىهاى خود را نمايان مىكرد ، با اين حال ، در دل مردم جاى داشت ؛ زيرا انديشههاى اعتزالگرايانهاى را كه الواثق زنده كرده ، و بازار بگومگوهايى را كه او بر پا داشته بود ، از ميان برد . « 3 »
چون عتابى بر هارون الرشيد وارد شد ، هارون او را گفت : اى عتابى ، سخنى بگو . او گفت : « پيش از وارد شدن به سخن ، انس بايد داشت ، كسى را با اولين كار نيكش نستايند و با نخستين ناشايست نكوهش نكنند ؛ زيرا هر كلامى ميان دو چيز است : سخنى آراسته و لكنتى ناخواسته . » « 4 »
اولين سرزمينى كه حجاج بر آن ولايت يافت ، تباله بود ، كه چون آن را ديد به چشمش ناچيز آمد و بازگشت . از اين رخداد ضربالمثلى ساخته و گفتهاند : « فلان چيز بىارجتر از تباله در نزد حجاج است » . « 5 »
مسعودى : اولين كسى كه در روزگار اسلامى با شمشير به شهادت رسيد ، حجر بن
هامش
( 1 ) . همان 399
( 2 ) . محاسن اصفهان 40
( 3 ) . زهر الآداب و ثمر الالباب 1 / 323
( 4 ) . زهر الآداب و ثمر الالباب 3 / 675 و 1057
( 5 ) . المعارف 396 .