او نخستين كسى بود كه از شهر بيرون مىرفت و آخرين كسى بود كه باز مىگشت . « 1 »
از امام صادق ( ع ) است كه فرمود : پيامبر ( ص ) هر گاه با مردم خوراك مىخورد ، نخستين كسى بود كه دست به غذا مىبرد و آخرين كسى بود كه دست مىكشيد ؛ تا مردم آسوده بخورند . « 2 »
نيز از خالد بن نجيح است كه گفت : با امام صادق ( ع ) و امام كاظم ( ع ) در ماه رمضان افطار مىكردم . اولين چيزى كه براى حضرت مىآوردند كاسهاى از تريد سركه و روغن بود . اولين چيزى كه مىخورد سه لقمه از آن بود و سپس سينى بزرگ را مىآوردند . « 3 »
طبرى : پس از آمدن پيامبر ( ص ) به مدينه ، اولين كسى كه درگذشت ، صاحبخانهى حضرت ، يعنى كلثوم بن هدم بود كه چندى پس از هجرت از دنيا رفت . پس از وى در همان سال و قبل از آنكه رسول خدا ( ص ) از ساختمان مسجد فراغت يابد ، ابوامامه اسعد بن زراره بود كه به درد گلو و سينه گرفتار شد و مرد . روايت شده است كه رسول خدا ( ص ) فرمود : مرگ ابوامامه در برابر يهوديان و منافقان عرب دشوار است ؛ زيرا خواهند گفت : اگر محمد پيامبر بود رفيقش نمىمرد . در حالى كه من در پيشگاه خدا براى جان خودم و دوستم هيچ اختيارى ندارم . « 4 »
ابنجوزى : سدّى از استادانش نقل كند : روزى اميرالمؤمنين ( ع ) به آسمان نگريست و رنگينكمانى ديد ، از اصحابش پرسيد : اين را چه مىناميد ؟ گفتند : قوس قزح ( كمان قزح ) . فرمود : چنين مگوييد . آن را كمان خدا بناميد كه امان از غرق شدن است . ابنجوزى گويد : آن را قوس قزح خواندهاند ؛ زيرا كوهى كه در مزدلفه است و براى رمى جمرات از آن سنگ برمىدارند ، قزح نام دارد و اين كمان رنگين را بدان نسبت دادهاند ؛
هامش
( 1 ) . 3 / 131
( 2 ) . الكافى 1 / 285
( 3 ) . همان 6 / 327 ؛ المحاسن 482
( 4 ) . تاريخ الامم و الملوك 2 / 397 .