خواست . . امام رو به او فرمود : اى نجيه ، در كتاب خدا براى ما خمس و صفايا « 1 » مقرر شده است . و به خدا قسم ، آن دو اولين كسانى بودند كه در بارهى حق ما كه در كتاب خدا آمده بودند ، ستم روا داشتند و اولين كسانى بودند كه مردم را بر دوش ما سوار كردند و از رهگذر همين ستمى كه بر ما رفته است ، تا روز قيامت خونهايمان بر گردن آنان است . . تا آنجا كه گفت : بار الها ، ما اين را براى شيعيان خويش حلال شمرديم و افزود : اى نجيه ، جز ما و شيعيان ما كسى بر فطرت ابراهيم ( ع ) نيست . « 2 »
شيخ كلينى : مشركان بر مرتع مدينه يورش آوردند و بانگى برخاست كه واى از اين بامداد شوم ! چون پيامبر ( ص ) شنيد بر مركب نشست و اسبان از پى او روانه شدند و اولين كس از يارانش كه به وى پيوست ، ابوقتاده عدوى بصرى بود . « 3 »
نيز گويد : جعفر بن ابىطالب نخستين كس در اسلام بود كه اسبش را رگ زد . او در نبرد موته چنين كرد . « 4 »
اسعد بن زراره و ذكوان بن عبدالقيس براى داورى نزد عتبة بن ربيعه مىرفتند كه صداى پيامبر ( ص ) را شنيدند و آهنگ او كردند . حضرت اسلام را بر آنان عرضه داشت و قرآن بر آنان خواند و اسلام آوردند و بى آنكه نزد عتبه روند ، عزم بازگشت به مدينه كردند و آن دو اولين كسانى بودند كه اسلام را به مدينه بردند . « 5 »
از نقاده اسدى نقل است كه گفت : با مقدارى كالاى بازرگانى به مدينه آمدم كه پيامبر ( ص ) مرا ديد و به اسلام فرا خواند و اسلام آوردم و به او گفتم : سرمايهى من چنين و
چنان است ؛ زكات آن را بستان ؛ و ايشان آن را دريافت كرد ؛ بنابراين ، من نخستين كس از بنىاسد بودم كه زكات خويش را پرداختم . آنگاه گفتم : از من چيزى بخواه . من دوست
هامش
( 1 ) . مال گزيدهاى است كه فرمانده براى خود برمىداشته يا از كنيزان اختيار مىكرده است .
( 2 ) . تهذيب الاحكام 145
( 3 ) . الكافى 5 / 50
( 4 ) . همان 49
( 5 ) . اسدالغابة 2 / 17 .