دارم آن را ادا كنم . فرمود : برايم شترى خوشدوش و خوشركاب از بازار تهيه كن ، به اين شرط كه ميان آن و كرّهاش جدايى نيندازى . من در ميان شتران خويش چنين چيزى نيافتم ، پس در پى آن گشتم و آن را در شتران يكى از پسرعموهايم به نام ظهير بن سنان ديدم . شتر را نزد حضرت بردم و ايشان به دوشيدن شتر پرداخت و شير را در كاسهاى ريخت و به من داد تا بنوشم . نظر كردم و كاسه را لبريز ديدم . گفت : بارالها ، در اين شتر و در كسى كه آن را بخشيد ، بركت عطا فرما . من بيم آن بردم كه حضرت اين دعا را در حق پسرعمويم ظهير كرده باشد كه شتر از مال او خارج شده است ، پس گفتم : . . . و در كسى كه آن را آورد . گفت : و در وى نيز هم . « 1 »
همان : عاقل بن بكير كنانى نخستين كسى بود كه در خانهى ارقم اسلام آورد و با پيامبر ( ص ) بيعت كرد . نام وى در آغاز « غافل » « 2 » بود ، اما حضرت او را « عاقل » ناميد . وى در جنگ بدر به شهادت رسيد . « 3 »
نيز گويد : نتيله مادر عباس بن عبدالمطلب اولين بانوى عربى است كه خانهى خدا را با حرير و ديبا و پارچههايى ديگر پوشش داد . انگيزهاش از اين كار آن بود كه عباس در كودكى گم شده بود و او نذر كرد كه يافت شود ، خانه را بپوشاند . چون وى را يافت ، چنين كرد . « 4 »
همو ، از ابنعباس : فرزندان سعد بن بكر ، ضمام بن ثعلبه را كه مردى خوشاندام با دو گيسوى بافته بود ، نزد پيامبر ( ص ) گسيل داشتند . او در مسجد رو به روى حضرت ايستاد و گفت : كدام يك از شما زادهى عبدالمطلب است ؟ حضرت فرمود : من . گفت : من از تو مىپرسم و با تو درشتى مىكنم ، پس تو ناراحت مشو . فرمود : آنچه در نظر دارى بپرس .
هامش
( 1 ) . اسدالغابة 2 / 487
( 2 ) . در متن : « عافل »
( 3 ) . همان 3 / 12
( 4 ) . همان 60 .