در بارهى تو همان چيزى را بگويند كه نصارى در بارهى مسيح بن مريم گفتند ، امروز پيرامون تو سخنى مىگفتم كه از ميان هر جماعتى كه بگذرى از خاك پايت برگيرند ، و از افزودهى آب وضويت شفا جويند . ولى تو را همين بس كه از من باشى و من از تو ، كه تو در كنار من همانند هارون هستى در كنار موسى ، با اين تفاوت كه پس از من پيامبرى نباشد . تو هستى كه سوگندهاى من را ادا كنى و تو بر پايهى سنت من خواهى جنگيد و روز رستاخيز بر حوض ، تو جانشين من باشى و تو اولين كسى باشى كه در حوض بر من وارد شوى و اولين باشى كه با من خلعت بپوشى ، و شيعيان تو با رخسارههايى سفيد بر منبرهايى از نور در همسايگى من باشند . هر كه با تو بستيزد در ستيز با من است و هر كه با تو در سازش باشد در سازش با من . نهان تو نهان من است و نمايان تو نمايان من » . « 1 »
در باب وقت نماز ظهر ، از يزيد بن خليفه است كه گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : عمر بن حنظله از شما در باب وقت سخنى نقل كرده است . امام فرمود : او بر ما دروغ نمىبندد . گفتم : چنين اظهار داشته كه شما فرمودهايد : اولين نمازى كه خداوند بر پيامبرش ( ص ) واجب گردانيد ، نماز ظهر بود . سخن خداوند متعال كه فرمود :
سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا
« 2 » « از سرازير شدن خورشيد تا اوج سياهى شب ، نماز برپا دار » نيز ناظر به همين معنا است . امام ( ع ) فرمود : درست گفته است . « 3 »
از نيايشهاى حضرت على ( ع ) است :
سپاس خدايى را است كه مرا به عرصهى بامداد آورده در حالى كه نه مردهام و نه بيمار ، نه بر رگهايم داغ درد زده و نه تبار مرا بريده است و نه پروردگارم را انكار كردهام . در حالى به فضاى صبح رسيدهام كه بندهاى در اختيار هستم و به خويشتن ستم كردهام . نه مىتوانم جز آنچه تو به من دادهاى چيزى بستانم ، و نه مىتوانم خود از چيزى محفوظ
هامش
( 1 ) . شرح ديوان منسوب به اميرالمؤمنين ( ع ) ؛ معروف به فواتح سبعه ص 185 . ميبدى در فواتح كه كتابى فارسى است ، تنها متن عربى حديث را آورده است .
( 2 ) . اسراء 78
( 3 ) . الكافى 3 / 275 .