تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
المسامّ 117 / 10 منافذى است كه عرق از آن جارى مىشود واز لفظ خود مفردى ندارد . المشتقّة الأسماء 177 / 7 موجوداتى كه در پاره‌اى از اسم وپاره‌اى از تعريف بأهم اتّفاق ودر پاره ديگر اختلاف دارند مشتقّة الأسماء خوانده مىشوند . المصوّره ( القوّة . . . ) 105 / 1 مانند قوّه‌اى كه در خدمت قوّه متولّده جنين را صورتگرى مىكند . المطريطاوس 161 / 13 « 1 » تب شطر الغبّ كه تركيبي از تب غبّ وتب بلغمى است . المعى الإثنا عشرىّ 116 / 5 « 2 » به بوّاب متّصل است . المعى الأعور ( - رودهء يك چشم ) 116 / 10 « 3 » آن را أعور ( - يك چشم ) گويند از جهت آنكه آن را يك دهانه است كه آنچه بدان سرازير مىشود وارد آن مىگردد وخارج مىشود .
هامش
( 1 ) در فردوس الحكمة « اميطراطاوس » آمده است . ص 30 ( 2 ) نام وى اثنا عشرى اعني دوازده انگشتى واز بهر آن بدين نام خوانده‌اندش كه درازى اين رودكانى ( - روده ) بمقدار دوازده انگشت است . هدايه ص 88 ( 3 ) يك چشمه واز بهر آن بدين نام خوانده‌اند كه ورا گذاره نيست چه بهمان دهانه كه كيلوس بوى اندرآيد از همان دهانه بيرون آيد . هدايه ص 89 . وأعور از بهر آن گويند كه ويرا يك منفذ بيش نيست وآنچه بدو اندر شود هم بدان منفذ باز بيرون آيد . ذخيرة ج 1 ص 188
مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 318 | علي بن الحسين بن هندو / مهدى محقق