المعى الدّقيق ( - رودهء باريك ) 116 / 10 « 1 »
ميان معي صائم ومعي أعور است .
المعى الصّائم ( رودهء روزهدار ) 116 / 7 « 2 »
متصل به ماساريقا است يعنى رگهاى كبد كه كيلوسى كه از معده به كبد سرازير مىشود در آن جارى مىگردد .
المعى المستقيم ( رودهء فراخ ) 116 / 13 « 3 »
آن است كه طرف آن سوم است .
المغيّرة ( القوّة . . . ) 105 / 2 « 4 »
قوّهاى است كه در خدمت مولّده است زيرا توليد تغيير منى را اقتضا مىكند .
المقولات 77 / 8
همه موجودات تحت ده جنس قرار مىگيرند كه آن ده جنس مقولات خوانده مىشوند كه يك جنس مقولة جوهر ونه جنس ديگر مقولة عرض است .
المنطق 69 / 3
منطق صناعتي است كه با آن صدق از كذب وحق از باطل وخير از شرّ امتياز
هامش
( 1 ) روده باريك واين آن رود كانى بود كه ورا بتابند وزه كمان كنند . هدايه ص 89
( 2 ) بمعنى روزهدار واز بهر آن بدين نام خواندهاند چون كيلوس را گذراند روى بود وأو خود هميشه تهى بود . هدايه ص 89 . وصائم از بهر آن گويند كه پيوسته از ثفل خالى باشد وهيچ اندروى قرار نگيرد . ذخيرة ج 1 ص 187
( 3 ) اين رودكانى فراخ است وثفل طعام بوى گرد آيد تا وقت حاجت . هدايه ص 90
( 4 ) قوه مغيره دو نوع است يكى آنكه جوهر منى وطمث ( - خون زنانگى ) را به جوهر هريك از اعضاى جنين تبديل مىكند وديگر آنكه جوهر خون را به جوهر عضوى كه آن عضو از خون پديد آمده مبدل مىسازد . كامل الصناعة ج 1 ص 131