المرض 118 / 1
بيمارى حالتي است براي بدن كه آن را از مجراى طبيعي خود خارج مىسازد .
المرض الحادّ 168 / 15
بيمارى كوتاه مدتي است كه سريعا به مرگ يا به سلامتى مىانجامد .
المرض الكاهنى 12 / 7 « 1 »
رجوع شود به : « الصّرع »
المرض المستعاذ منه ( بيمارى پناه بر خدا )
رجوع شود به : « ايلاوس »
المرض المزمن 168 / 17
بيمارى دراز مدّتى است كه يا طبيعت آن را كمكم دفع مىكند ويا آنكه در زماني دراز به هلاكت مىانجامد . وكلمهء « مزمن » از « زمان » مشتق شده است .
المزاج 100 / 14 « 2 »
مزاج صورتي است كه براي مركّب حاصل مىشود از فعل برخى از اجزاى آن در برخى ديگر وانفعال برخى از برخى ديگر مانند صورت سكنجبين كه مركّب است از سركه وانگبين ( - عسل ) سركه در عسل وعسل در سركه اثر گذاشته تا آنكه سكنجبين پيدا آمده كه آن غير از صورت سركه وعسل است .
هامش
( 1 ) زيرا برخى از آنان كه اين بيمارى را دارند خود را همچون كاهنان باز مىنمايند وبراي آنان چيزهاى عجيب آشكار مىشود . فردوس الحكمة ص 138
( 2 ) مزاج عبارتست از آميختن دو آميخته ( - ممتزج ) تا به هيئت مزاج استحالت پذيرد .
الروضة الطبية . ص 20 جالينوس أنواع مزاج را نه ياد كرده است . تلخيص كتاب في أصناف المزاج ص 373 .