موضوع گرد نمىآيند . وجه تسميه آنها به متقابلان از آن روى است كه ميان آن دو عنادى است كه با يكديگر نمىتوانند ائتلاف واجتماع داشته باشند . متقابلان چهار نوعاند : اضافه ، تضاد ، عدم وملكه ، سلب وايجاب .
المتواطئة 76 / 14
موجوداتى كه در اسم وتعريف متّفقاند مانند افراد انسان كه هريك از آنان انسان خوانده مىشود وتعريف انسان بر آنان صدق مىكند متواطئه خوانده مىشوند .
متى 79 / 9
« متى » نسبتي است كه ميان چيزى وزماني كه آن چيز در آن واقع شده پيدا مىشود واين معنى از جملههاى : « فلان جنگ در فلان سال بود » و « ما در فلان روز بأهم ملاقاة كرديم » فهميده مىشود . اينگونه عرض را « متى » خوانند زيرا در پاسخ پرسش « متى كان كذى ؟ » فلان امر كي بود ؟ واقع مىشود .
المجرى 115 / 17
مجرائى است كه خوردنى ونوشيدنىها را به معده مىرساند .
المحرّكة ( القوّة . . . ) 105 / 12
از شعب قواى نفسانيّه است وتحريك ارادى بدن واعضا با آن انجام مىگيرد .
المحمول 69 / 13 ، 70 / 1
« محمول » هر لفظي است كه خبر از براي موضوع قرار گيرد وهمان است كه نحويان آن را خبر مبتدأ يا « فعل » خوانند مانند جملههاى « خرج زيد » ، « زيد خارج » ، « زيد خرج » ، « زيد يخرج » كه در همه « زيد » موضوع و « خرج » و « خارج » و « يخرج » محمول است .
مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 315
مساهمون: علي بن الحسين بن هندو
ص٣١٥