همان ديوانگى است .
الماء النّازل في العين 152 / 1 « 1 »
آن آبى است كه ميان طبقه عنبيّه ورطوبت جليديّه بر روى سوراخهايى كه در حدقه است جمع مىشود وميان جليديّه ونور خارج حائل مىگردد .
المتباينة 76 / 17
موجوداتى كه در اسم وتعريف اختلاف دارند مانند انسان وأسب متباينة خوانده مىشوند زيرا تعريف انسان « زندهء گويا » أسب وتعريف أسب « زندهء شيهه كش » است .
المترادفة الأسماء 77 / 5
موجوداتى كه در اسم اختلاف ولى در تعريف اتّفاق دارند يعنى معاني آنها يكى است مترادفه خوانده مىشوند مانند « أسد » و « ليث » كه هر دو به معنى شير است .
المتّفقة الأسماء 77 / 2
موجوداتى كه در اسم اتّفاق ولى در تعريف اختلاف دارند متّفقة الأسماء خوانده مىشوند مانند حيوان حقيقتي وحيواني كه بر روى ديوار نگارشيافته و « نجم » كه به معنى ستاره ثريّا است و « نجم » كه بمعنى گياه بدون ساقه است .
المتقابلان 281 / 2 « 2 »
دو چيز متقابل آن را گويند كه داراى موضوعي واحد هستند ولى بأهم در آن
هامش
( 1 ) آب كه بچشم فرود آيد اگر بابتدا بود وعلامات پديد آمده بود وديدار هنوز باز ناداشته بود علاج پذيرد وآسان بود وباز چون مستحكم شده بود وديدار باز داشته بود علاج دشوار بود . هدايه 281
( 2 ) چيزى كه متقابل با چيز ديگر باشد بر چهار وجه است : طريق مضاف مانند ضعف ونصف ، طريق مضاده مانند شرير وخير ، طريق عدم وملكه مانند نابينائى وچشم ، طريق موجبه وسالبه مانند جالس وليس بجالس . منطق أرسطو ج 1 ص 39