ليفوريا 163 / 3
تبى است كه بيمار در باطن التهاب ودر ظاهر سرما احساس مىكند .
المّادة 94 / 5
رجوع شود به : « الهيولى »
المّادة 123 / 16
رجوع شود به : « الزّكام »
الماشرا 162 / 17
آماسى است به أوصاف فلغمونى است ولى رنگ آن ناصع ( - خالص ، ناب ) وبرّاق است .
الماليخوليا 121 / 16 ، 162 / 6 « 1 »
( Melancholia - )
وسواس سوداوى را گويند .
ألمانيا 121 / 17 ، 126 / 7 « 2 »
( Mania - )
هامش
( 1 ) بدانكه تفسير ماليخوليا ترسى بود بىمعنى واين بيمارى بىتب بود وسخنان بىمعنى گويد وگاه بگريند وگاه بخندند وچون چيزى بپرسىشان بجواب اندر مانند يا جوابي دهند دروغ وهمه سخن دروغ گويند واين بيمارى سه گونه بود . هدايه ص 242 . از نشانههاى شروع ماليخوليا دوست داشتن تنهائى وخلوت گزينى از مردم است . حاوي 1 / 75 . إسحاق بن عمران در آغاز مقالهاى كه دربارهء اين بيمارى نوشته مىگويد كه من در آثار أوائل كتابي مرضى وسخنى شافى دربارهء ماليخوليا نديدم فقط مردى از متقدمان بنام روفس افسيسى كتابي در دو مقاله نوشته وفقط يك نوع از اين بيمارى را ياد كرده وأنواع ديگر آن را مورد غفلت قرار داده است . مقالة في الماليخوليا ص 86
( 2 ) اين بيمارى مردم را ترسنده گرداند وبدگمان وبآخر ديوانه گرداند ولكن با تب بود .
هدايه ص 241 . مانيا بلغت يونان است وخداوند اين علت ديوانه باشد . اغراض ص 275 .
مانيا در بيشتر أحوال مانند قرانيطس( Phrenitis - )است ومعنى اين كلمه ديوانگى هيجان آور است . حاوي 1 / 208