مىگيرند همچون زيد وعمرو واين أسب وسياهى كه در اين زاغ است ، وفيلسوفان جزئيّات أمور وافراد آنها را « اشخاص » نامند چه جوهر باشند وچه عرض ، وديگر كلّى است كه معنى عام آن احاد است مثل انسان كه اعمّ از زيد وعمرو وهريك از مردم است .
الكمّيّة 78 / 10
كميّت عبارت از آن معنى است كه در جسم گوئيم آن چند ذرع يا چند وجب است ، ويا آنكه چيزى را گوئيم كه پنج يا ده است .
الكواكب الثابتة 95 / 1
ستارگانىاند كه در فلك هشتم قرار دارند وآنها متحرّك هستند ولى چون تناسب آنها ووضع هريك نسبت به يكديگر ثابت است « ثابته » خوانده مىشوند .
الكواكب السّيّارة 95 / 4
ستارگان سيّار آن هفت ستاره هستند كه هريك از آنها فلكى جداگانهاى را امتطا ( - بر نشستن ) مىكنند وآنها عبارتند از : زحل ( - كيوان ) ومشترى ( - اورمزد ) ومرّيخ ( - بهرام ) وشمس ( - خورشيد ) وزهره ( - ناهيد ) وعطارد ( - تير ) وقمر ( - ماه ) واز اين جهت « سيّاره » خوانده مىشوند زيرا نسبت ووضع آنها با يكديگر بر يك حال نيست .
الكون 99 / 4
كون عبارتست از به وجود آمدن جوهر از نيستى مثل وجود انسان از نطفه ووجود آتش از هوا .
الكيان 93 / 14 « 1 »
هامش
( 1 ) در زبان سريانى كلمهء « كيان » به « قائم بنفس » و « جوهر » نيز اطلاق شده است وبرخى از مسيحيان كه بر بارى تعالى اطلاق جوهر كردهاند از آن قائم بنفس اراده كردهاند نه جوهري كه اعراض بر آن حمل مىشود . في وحدانية الخالق ، مجلة المشرق 1903 ص 11