القنية 80 / 3
« قنيه » نسبت چيزى است به آنچه كه با أو مباشرت دارد وبا انتقال آن چيز اوّل چيز دوم نيز منتقل مىشود مانند : معنى كه از كلمات : مسلّح ، زرهپوش ، كفش - دار ، جامهدار پديد مىآيد واين معنى غير از سلاح وزره وكفش وجامه ونيز غير از كسى است كه اينها را بر تن كرده بلكه معنى است كه براي شخص هنگام پوشيدن اينها بدست مىآيد .
القيفال 117 / 2 « 1 »
رگى است كه در مرفق ( - آرنج ) در جانب وحشى ( - بيرونى ) قرار دارد .
الكابوس 122 / 13 ( - گران شدن اندامهاى مردم ) « 2 »
آنست كه آدمي در خواب چيز سنگينى را احساس مىكند كه بر روى أو افتاده وسبب آن بخار غليظ سياهى است كه به دماغ ( - مغز ) بالا مىرود وميان أو وتسلّط أو بر اعمالش حائل مىشود .
الكزاز 123 / 6
رجوع شود به : « التّشنّج » « 3 »
الكلّى 71 / 14
موجودات بر دو قسماند : يكى شخصي وجزئي مثل افرادى كه مورد اشاره قرار
هامش
( 1 ) رگهائى كه بدست اندرآمدست دواست : يكى رگ كتف است كه قيفال از وى است وديگر ابطى است . اما قيفال ببازو اندرآمدست واز وى شاخهها برخاستست . ذخيرة 1 / 147 . قيفال را عامه عرق الرأس ( - رگ سر ) گويند . التصريف لمن عجز عن التاليف ص 627
( 2 ) اين كابوس مقدمهء صرع بود . هدايه 248
( 3 ) ببايد دانست كه كشيده شدن عضلهها وعصبهاى گردن را كه از پيش وپس كشيده شود وگردن راست بماند كزاز گويند . اغراض ص 299