نيروهائى هستند كه موجب قبض وبسط قلب ورگهاى زنده مىشوند وخشم وعزيز داشتن نفس وبرترى جويى با آن نيرو انجام مىگيرد .
القوى النّباتيّة 105 / 7 « 1 »
همان است كه پزشكان آن را قواى طبيعيّه مىنامند .
القوى النّفسانيّة 105 / 11 « 2 »
قواى نفسانيّه داراى سه شعبه است : مدبّره ، محرّكه ، حسّاسه .
القياس 84 / 13
قياسي كه برهان به معنى عام است كلامي است كه از مقدّمات معلوم ومسلّم تركيب يافته تا يك امر مجهول وغير مسلّمى را نتيجة دهد مانند اينكه گفته شود : « تب روز در ميان از صفرا پيدا مىشود » ، و « هر چيز كه از صفرا پديد آيد گرم وخشك است » ، پس « تب يك روز در ميان گرم وخشك است » . قياسي كه برهان به معنى خاص است آن قياسي است كه ما را به حقيقت امر برهاني راهنمايى مىكند واين چنان است كه امر پايانى در آغاز بيان مىشود وذهن استدلال را از آغاز به انجام مىرساند مانند آنكه گفته شود : « نبات از اسطقسّات تركيب مىشود » و « نبات از أخلاط واز أخلاط اعضاى متشابهة الأجزاء واز اعضاى متشابهة الأجزاء اعضاى آليه واز اعضاى آليه بدن پديدار مىگردد » ودر نتيجة « بدن از اسطقسّات پديدار مىگردد » .
هامش
( 1 ) قوت طبيعي بخشيده شود بدو قسمت : يكى را مخدوم خوانند وديگر را خادم . واين قوت كه ورا خادم خوانند دو گونه بود يكى خادم محض وديگر خادم از روى أضافت . هدايه ص 102
( 2 ) قوت نفساني بخشيده شود به سه بخشش يكى را مدبره خوانند وديگر را قوت حساسة وسديگر را قوت محركه . بخشهاى اين سه قوه چنين آمده است :
مدبره : مخيله ، مفهمه ، مذكره . حساسة : حس ديدن ، حس شنيدن ، حس بوئيدن ، حس چشيدن ، حس بسودن . محركه : اعني آن قوت كه پيوندها را بجنباند بخواست واين آن بود كه از دماغ يا از نخاع پديد آيد . هدايه ص 101 .