تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
4 - تقسيم كلّ به اجزاء غير مشابه خود مانند تقسيم بدن زيد به دست وپا سر . 5 - تقسيم اسم مشترك به معاني خود مانند نجم كه بر ثريّا وبر گياه بدون ساقه اطلاق مىشود . 6 - تقسيم عرض به جوهر مانند تقسيم سفيد به انسان وپرنده وسنگ . 7 - تقسيم جوهر به عرض مانند تقسيم انسان به سياه وسفيد . 8 - تقسيم عرض به عرضى ديگر مانند تقسيم سياه به گرم وسرد . قصبة الرّئة 115 / 18 همان حلقوم است كه مجراى دم زدن است . القفارات 115 / 14 خرزه‌ها ( - مهره‌ها ) ئى هستند كه نخاع را در بر مىگيرند . القلاع 126 / 11 ( - درد دهن ) « 1 » زخم‌هائى است كه در دهان پيدا مىشود . القمور 124 / 18 خستگى چشم است از نگاه كردن در برف . القولنج 128 / 5 ( - بسته شدن طبيعت ) « 2 »
هامش
( 1 ) اين قلاع در دهان بود وسه گونه بود : يكى از خون صفرائى بود ونشان وى آن بود كه سرخ وسوزان بود ، وبود كه اين درد دهان با سپيدى بود واين بتراز پيشين بود ، وبود كه درد دهان از خوره بود ودندان سياه بود . هدايه 301 ( 2 ) نام قولنج از نام روده قولون شكافته آيد . اغراض ص 479 . در يوناني بوده است . أصول اصطلاحات پزشكى ص 119 . گاهى قولنج با سنگ كليه اشتباه مىشود چنانكه جالينوس گفته است : بر من دردى سخت بر دلم عارض شد گمان بردم كه در مجارى كليه‌ام سنگ پيدا شده وبا روغن زيتون احتقان ( - اماله ) نمودم وپس از آن خلطى زجاجى از من بيرون آمد ودرد آرام گرفت ودانستم كه گمان من نادرست بوده ودرد من فقط قولنج بوده است . المقالة الصلاحية 17