قرانيطس 62 / 31 « 1 »
phrenitis
سرسام را گويند .
قرياقيموس 162 / 11
آنست كه ذكر ( - نره ) بدون شهوت به مجامعت دراز گردد .
القرو 128 / 18
آنست كه پوست دو بيضه بزرگ شود يا به سبب بادي كه در آن مىافتد ويا به سبب افتادن امعا وثرب ( - پيه نازك ) در آن .
القسمة 86 / 13
تفصيل مطالب كتاب است وعبارتى كه اجزاء آن را از هم ممتاز گرداند وفايده ذكر آن در آغاز كتاب اينست كه سخنان مربوط به مطالب كتاب با سخنان مربوط به مطالب ديگر مخلوط نگردد وفهم دانشجو از اضطراب أيمن ماند .
القسمة 83 / 13
قسمت با تقسيم آنست كه واحد تبديل به كثير بشود واين بر هشت صورت است :
1 - تقسيم جنس به أنواع خود مانند تقسيم حيوان به انسان وأسب وگاو .
2 - تقسيم نوع به اشخاص خود مانند تقسيم انسان به زيد وعمرو وسعيد .
3 - تقسيم كل به اجزاء مشابه خود مانند تقسيم پاره سنگ به سنگ ريزه .
هامش
( 1 ) در عربى در أصل به صورت فرانيطس نوشته شده و « فا » بجهت مشابهت تبديل به « قاف » شده . فرانيطس به سرسام گرم( Hot Meningitis ) -وليثرغوس( Lethargy - )به سرسام سرد( Gold Meningitis - )اطلاق شده است . طب اسلامى ص 29 و 30 . رازي مىگويد مانيا در بيشتر أحوال مانند قرانيطس است ومعنى اين كلمه ديوانگى هيجان آور است . حاوي ج 1 ص 208