تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
نقطه سرخى است كه در پوشش ملتحم از ريختن خون رگى كه بريده يا ضربه‌اى كه به چشم وارد شده پيدا مىشود . طريطاوس 161 / 11 « 1 » تب روز در ميان ( - حمّى الغبّ ) الطّلموخى 163 / 4 قمله ( - شپش ) نسر است وآن شبيه قراد ( - كنه ) كوچكى است كه مىگزد . طواسيس 124 / 8 يعنى مجب ونوعي از جرب ( - گرى ) چشم است . الطّينة 94 / 5 « 2 » رجوع شود به « الهيولى » طينة العالم 93 / 18 رجوع شود به : « الهيولى البعيدة » الظّفرة 124 / 11 « 3 » زيادتى عصبى است كه از كنار چشم در پهلوى بيني آغاز مىشود وسفيدى چشم را مىپوشاند وتا سياهى آن امتداد مىيابد .
هامش
( 1 ) در فردوس الحكمة « طراطاوس » آمده است . ص 297 ( 2 ) كلمهء « طينت » در آثار پيشينيان بجاى « هيولى » بكار رفته است چنانكه جاحظ گويد : دهريان را عقيدة بر آنست كه طينت قديم است . براي تفصيل بيشتر رجوع شود به فيلسوف رى محمد بن زكرياى رازي ص 329 ( 3 ) ظفره ناخنه بود از بيغولهء چشم كه بيني است يكى زيادتى پديد آيد چون ناخن سپيد واين دو گونه بود يك‌گونه تنك بود وديدار باز ندارد بسيار ويك گونه سطبر بود وعلاج وى بر گرفتن بود بدو كارد . هدايه 277