عرق النّساء 130 / 17
رگى است كه دچار درد مفاصل وورم مىگردد واين اگر در مفصل ورك ( - سرين ) ناپيدا باشد به جهت عمق اين مفصل وزيادى گوشت آن ، آن را درد ورك خوانند واگر پايين آيد وتا ران وعضله ساق ودو پا امتداد پيدا كند آن را عرق النّسا خوانند .
العشاء 125 / 5 « 1 »
آنست كه چشم در روز بهبيند ودر شب نبيند .
العصب النّابت من الدّماغ والنخاع 111 / 3 « 2 »
آن عصبى است كه حسّ وحركت با آن صورت مىگيرد وآن را عصب ارادى وعصب مطلق نيز خوانند .
العصب النّابت من العضل 111 / 8
عصبى است كه از عضله برمىآيد وآن از دو عصب ديگر ( - عصبى كه از دماغ ونخاع برآمده وعصبى كه از استخوانها برآمده ) تركيب شده وآن را « وتره » نيز خوانند .
هامش
( 1 ) علت شبكورى آنگاه بود كه روح باصره سطبرتر گردد ورطوبت جليدى بمزاج سردتر گردد تا چنان گردد كه چون آفتاب فرو شود بيش ( - ديگر ) نبيند . هدايه 283
( 2 ) عصب يعنى پى جسمي است نرم وناگسلنده وناشكننده نامجوف ودراز كشيده وبعضي پهن گسترده آلت حس است وآلت حركت . اغراض ص 68 . أصل عضله عصب است وعصب را بپارسى پى گويند واين پى سه نوع است وهر نوعي را نزد طبيبان نامى است :
يك نوع آنست كه از دماغ رسته است يا از نخاع كه خليفه دماغ است آن را « عصب » گويند ، ودوم از سر استخوانها رسته است آن را « رباط » گويند . ، وسيم از بيرون عضله رسته است آن را « وتر » گويند .