بدهد . واين بيمارى را « امّ الصّبيان » گويند زيرا بيشتر بر كودكان عارض مىشود و « مرض كاهنى » گويند زيرا مصروعان خبر از كائنات مىدهند مانند كاهنان وآن را به يوناني « ابليمسيا
Epilepsy
» گويند .
الصّفاق 117 / 8 « 1 »
پوششى است كه احشاى شكم را در بر مىگيرد .
الصّفراء 110 / 9 « 2 »
صفرا رغوت خون را گويند .
الصّلع 120 / 13
صلع ريزش موى سر است به سبب نرسيدن رطوبتى كه موى را تغذيه مىكند
الصّمم 125 / 15 « 3 »
رجوع شود به : « الطّرش »
الصّورة 93 / 9
صورت چيز آن معنى است كه هر چيزى بوسيلهء آن چيز است وهمان است كه با موجود شدن آن چيز موجود مىشود مانند شكل براي انگشترى وطبيعت براي آتش ونفس براي حيوان وگياه .
الضّرس 125 / 17
تخديرى است كه بر آدمي هنگام خوردن چيزهاى ترش يا سرد قابض پيدا مىشود .
هامش
( 1 ) صفاق نوعي از غشا است ولى قوىتر است . ذخيرة ج 1 ص 91
( 2 ) كفك خون . هدايه ص 30
( 3 ) طرش كه مدتي بر آن بگذرد مبدل به « صمم » مىشود . حاوي ج 3 ص 10