تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
برآمدگى سختى است مانند غدّه كه ميان دو پوست حركت مىكند وملتزق ( بسته ) با بدن نيست ودرشتى آن مختلف است از حمصه تا بطيخه . ( از اندازهء نخود تا خربزه ) . السّمة 86 / 10 عبارتى است كه با ايجاز واجمال دلالت بر تفصيل كتاب مىكند وفايده ذكر آن در آغاز كتاب اينست كه آگاهى بر غرض كتاب پيش از تفصيل وتطويل سرعت مىيابد . سنوخوس 161 / 9 « 1 » تب خونى فراگير را گويند ( الحمّى الدّمويّة المطبقة ) سوء المزاج 170 / 17 بدى مزاج عبارتست از خارج شدن آن از اعتدال . سيموس 161 / 15 به معنى امتداد وكزاز است . السوداء 110 / 10 « 2 » سودا عكر ( دردى ) خون را گويند الشّبكرة 125 / 5 « 3 »
هامش
( 1 ) سوناخوس آن است كه خون در داخل عروق وروده‌ها عفونت گيرد وتبى دائم عارض گردد . فردوس الحكمة ص 292 . ابن رشد گويد : تب معروف به مطبقه ( - فراگير ) كه سونوخوس ناميده مىشود آنست كه همه زمان آن يك نوبه است كه يا از آغاز تا انجام نوبه متساوي است تا زمان بحران ويا آنكه فزونى مىگيرد تا هنگام بحران . تلخيصات ابن رشد إلى جالينوس ص 195 . ( 2 ) اين ( - سودا ) دردى خون بود كه ياد كرديم . هدايه ص 34 ( 3 ) « شبكرة » مصدر جعلى است از كلمهء فارسي « شب كور » كه در عربى آن را « أعشى » گويند . رازي مىگويد براي برخى از مردم عارضه‌اى ضد عارضه‌اى كه براعشى رخ داده رخ مىدهد اينان در شب وهنگام تاريكى بهتر از روز مىبينند ودر عربى آن را « الجهر » گويند . حاوي ج 2 ص 121 . أو در جائى ديگر كلمهء « روز كور » كه ضد « شبكور » است بكار برده وگفته است كه سبب آن ضد سبب أخير است . حاوي ج 2 ص 125