تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
السّعفة 120 / 18 ( ريشى سر ) « 1 » زخم‌هاى خشكى است كه در روى وسر پيدا مىشود وسوراخهاى ريز دارد كه از آن رطوبت رقيقى ترشّح مىكند وهرگاه كه سوراخهاى آن بزرگ‌تر وبازتر شود آن را « شهديّه » گويند به علّت آنكه مانند عسل شهد است وگاهى هم « عسليّه » خوانده مىشود . سفاسيموس 162 / 2 لقوه را گويند . سقوسيس 124 / 5 يعنى تينى ( انجيرى ) نوعي از جرب ( گرى ) چشم است ودر اين نوع خشونت آن قدر زياد مىشود كه در عمق پلك چشم سوراخهايى پيدا مىشود كه شبيه به سوراخهاى بخش پايين انجير است . السّقى 127 / 15 رجوع شود به : « الاستسقاء » السّكتة 122 / 10 ( خاموش بيفتادن وبىخبر شدن ) « 2 » آن است كه آدمي از حس وحركت بيفتد وسبب آن بسيارى خون يا بسيارى خلط
هامش
( 1 ) اين بيمارى چند گونه بود : يك گونه بر پوست سر بود ودور ومغ ( - گود ) نبود ، وديگرگونه مغ‌تر بود وبوى ريمى ( ريم چرك ) بود ، وديگر نيز مغ‌تر بود وسوراخهاى بسيار بود بوى وخارش بسيار . هدايه ص 215 . سعفه را بپارسى « شيربنگ » گويند . نقل از التنوير ص 98 ( 2 ) سكته از امتلاء عروق وشرايين پيدا مىشود كه نفس كشيدن ناممكن مىگردد وبدن چنان سرد مىشود كه از حس وحركت باز مىماند . حاوي ج 1 ص 13