تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفتاح الطب ومنهاج الطلاب — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
قسمتى از سركه به داء الحيّه دچار مىشود مانند ماري است كه پوست آن مىريزد واين را « قرع » نيز مىگويند . داء الفيل 129 / 11 ( دردى كه ساق بر آماسد ) « 1 » داء الفيل ( درد پيل ) ورمى است كه عارض پا وساق مىشود گويى مثل دست وپاى فيل است وهنگامى كه بسيار بزرگ شود ودارنده‌اش ناتوان گردد درمانى براي آن نيست . الداخس ( درد ناخن ) 130 / 4 « 2 » ورمى است با التهاب كه در ريشهء ناخن‌ها پيدا مىشود . الدّرز الإكليلى 114 / 18 درز اكليلى در جلوى سر است بسوى پيشانى واز اين جهت آن را اكليلى گويند زيرا در جايى است كه بر آن إكليل ( تاج ) مىنهند وبه علّت آنكه شكل آن شكل تاج است . الدّرز الدّالى 115 / 2 درز دالى شبيه به شكل حرف دال عربى است كه در قسمت آخر سر قرار دارد . يونانيان آن را درز لامي گويند زيرا لام يوناني به شكل دال عربى است . الدّرز الزّجّى 115 / 4 « 3 » درز زجّى آن است كه از وسط سر مىگذرد وبه درز اكليلى ودالى مىپيوندد و
هامش
( 1 ) ومر پايان ( - پايها ) را يكى بيمارى بود ديگر كه يك پاى يا هر دو پاى چندانى بياماسد كه به پاى پيل ماننده گردد . هدايه 579 ( 2 ) اين علت را ناخن خوارج ( - خوارك ، خواره ) گويند واين آماس بود بين ناخن وبا درد بسيار بود . هدايه 619 ( 3 ) - ودرزى ديگرست از ميان درز اكليلى برميان سر مىرود تا به زاويهء درز لامي ، آن را سهمى ( سهم - تير ) گويند وسفودى ( - سفود - سيخ ) نيز گويند . ذخيرة ج 1 ص 62