الذّاتيّة ( اللفظة . . . ) 70 / 2
لفظ ذاتي وجوهري هر دو يك چيزند وآن لفظي است كه دلالت كند بر معنايى كه با ارتفاع موصوف مرتفع گردد وآن خود باوجود موصوف وجود پيدا كند مانند لفظ « حيوان » زيرا انسان موصوف مىشود به اينكه حيوان است وهرگاه معنى حيوانيّت معدوم فرض شود انسان نيز معدوم است وهرگاه انسان موجود فرض شود وجود « حيوانيّت » هم واجب مىشود .
الذّبول 98 / 11 « 1 »
ذبول عبارتست از كاهشى كه در جسم در بعدهاى سهگانه به تناسب آن جسم پديدار مىگردد وجسم به حالت خود باقي مىماند مانند لاغر شدن بدن پس از فربه بودن .
الذّرب 128 / 3 « 2 »
آن است كه غذا در شكم وامعا هضم مىشود ولى به همه بدن جذب نمىگردد واز پايين با رطوبت بسيار بيرون مىآيد .
الذّنب التّامّ الرّجوع 141 / 14
همان نبض ذنب الفاره ( دم موشى ) است كه وقتي به اندازهاى از كوچكى رسيد برگردد وزيادتر شود تا به اندازه أول رسد .
هامش
( 1 ) اين بيمارى را از آن جهت « ذبول » خواندهاند كه رطوبت از اعضاى اصلى بيرون مىرود واعضا رو به خشكى وسستى مىنهد همچون نباتات كه در آغاز خشك شدن سستى وذبول بر آنها عارض مىشود . كامل الصناعة ج 1 ص 303
( 2 ) طعام چون بسيار بخورند نگوارد وتباه شود وگنده گردد اگر سرد بود ترش گردد وگر گرم بود تلخ گردد بشكم اندرو آنگاه شكم بگشايد وبسيار برود واين را ذرب خوانند . هدايه 390