رگهاى درشت كبود رنگ كه در ساق پيدا مىشوند وحمّالها وپيكها بيشتر دچار اين عارضه مىگردند .
ديابيطس 128 / 10
( Diabetes )
« 1 »
رجوع شود به : « سلس البول »
ذو سنطاريا 129 / 5
( Dysentery )
« 2 »
زخمهاى أمعاء را گويند .
ذات الجنب ( درد پهلو ) 126 / 11 « 3 »
ورمى است كه بر پردهاى كه پهلوها وعضلات آن را پوشانده پيدا مىشود ودرد ناحس ( شومىآور ) با سرفه وتب را به دنبال دارد .
ذات الرّئة ( آماس شش ) 126 / 13 « 4 »
ورمى است حارّ ( گرم ) در ريه .
هامش
( 1 ) عبد اللطيف بغدادي رسالهاى تحت عنوان « المرض المسمى ديابيطا » نگاشته كه با ترجمهء آلمانى آن در سال 1971 م . در شهر بون از بلاد آلمان چاپ شده است . أو در اين رساله اقسام اين بيمارى وعلامات هر قسم از آن ودرمان هريك را ياد كرده ودر اين رساله نام تنى چند از پزشكان يوناني واسلامى را آورده است . « پر كار » پارسى است وبيونانى « ديابيطس » گويند . بستان الأطباء ص 218
( 2 ) ذوسنطاريا بدان مىماند كه اندر لغت يونان مطلق اسهال خون را گويند . اغراض ص 465 . در عربى به صورت « ديسانطريا » نيز آمده است . تكملهء قواميس عرب ج 1 ص 481
( 3 ) اين بيمارى كه بيايد بر پهلو با درد واندر خليدن وسرفه خشك وتب تيز بود ، وبود كه تيزتر بود از تب غب وصعبتر . هدايه 327 . رازي ميان ورم ريه وذات الجنب فرق قائل شده است . الفارق ص 125
( 4 ) اين ذاتالريه آماسى بود بشوشه ( - شش ) نشان وى آن بود كه تبى بود نرم مانند تب بلغمى وبود كه هر نماز ديگر ( - هنگام نماز عشا ، شامگاهان ) تب قوىتر شود .
هدايه 333